تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ A *** TRUE *** LOVE *** Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ - مطالب جملات عاشقانه
درباره وبلاگ

با سلام و عرض خوش امد گویی به همه عاشقان .من امیر حسین هستم واین وبلاگ رو به عشق فرشته ای که همه ی زندگی و دنیای من هست طراحی کردم و با تمام وجود بهش تقدیم میکنم.از خدا میخوام که تا اخر عمر من امیر اون باشم اون ســـدان مـــن.دوستان اگر دلت اومد نظر هم بدید ضرر نداره.امیدوارم میزبان خوبی برای شما عزیزان باشم.
کلام اخر:خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم
مدیر وبلاگ : امیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ A *** TRUE *** LOVE *** Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
چهارشنبه 23 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        






1.عشق کلمه ای است که بار ها شنیده می شود ولی

 شناخته نمی شود.



2.عشق صدایی است که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی

گوش را کر می کند.



3.عشق نغمه ی بلبلی است که تا سحر می خواند ولی

 تمام نمی شود.



4.عشق رنگی است از هزاران رنگ اما بی رنگ است.



5.عشق نوایی است پر شکوه اما جلالی ندارد.




6
.عشق شروعی است از تمام پایان ها اما بی پایان است.




7.عشق نسیمی است از بهار اما خزان از آن می تراود.




8.عشق کوششی است از تمام وجود هستی اما بی نتیجه.




9.عشق کلمه ای است بی معنی ولی هزاران معنی دارد.




10.عشق.........


عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را

 می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست!!



برای من 11 عنصر عشق هست اونم تویی غزالم تقدیم بهت





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        




گر اشک ها نمی بود داغ سینه ها



سرزمین وداع را می سوزاند



کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی



پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد



هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی




هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی



همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای



زود از دنیای تو می رود .




امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :





پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی




افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .




دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم




کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد




نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .



من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن




و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .




زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین




سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است



که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .



ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم




به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا




دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است





دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند




تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای



دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم



و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        





کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز


کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده

کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته

کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت ، مهربانی صدایت تنگ شده

 کاش می دانستی چقدر دلواپس تو ام 

کاش می دانستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

 و چقدر به حضور سبزت محتاجم 

و همیشه از خودم می پرسم این همه که من به تو فکر می کنم

تو هم به من فکر می کنی؟




نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        




در فراسوی مرز های تن ات تو را دوست می دارم



آینه ها و شب پره ها ی مشتاق را به من بده



روشنی آب و شراب را...



آسمان بلند و کمان گشادهی پل



پرنده ها و قوس و قزح را به من بده



و راه آخرین را در پرده یی که می زنی مکرّر کن



در فراسوی مرزهای تن ام تو را دوست می دارم



در آن دور دست بعید که رسالت اندام ها پایان می پذیرد



و شعله و شور و تپش ها و خواهش ها به تمامی فرو می نشیند



و هر معنا قالب لفظ را وا می گذارد



چنان روحی که جسد را در پایان سفر ،

تا به هجوم کرکس های پایانش وا نهد



 در فراسوهای عشق تو را دوست می دارم



در فراسوهای پرده و رنگ


در فراسوهای پیکر هایمان با من وعده ی دیداری بده



به امید میعاد تو هستم




 غزالم تا همیشه




خیلی دوستت دارم




نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        




وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوست داره

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی


وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه


وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته

 


وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه

 


وقتی جایی نشستی که کنارت خالی بود به یاد بیار کسی رو که توی اغوشت جا می گرفت

 


وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد

 


وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند

 





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        





عشق در لحظه پدید می آید ، دوست داشتن در امتداد زمان.

این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

عشق ، معیارها را در هم می ریزد، دوست داشتن بر پایه

معیارها بنا می شود.

عشق ناگهان ونا خواسته شعله می کشد، دوست داشتن

از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد.

عشق قانون نمی شناسد، دوست داشتن اوج احترام به

مجموعه ای از قوانین عاطفی است.

عشق فوران می کند-چون آتشفشان ، و شره می کند-

چون آبشاری عظیم .

دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ای بر

بستری با شیب نرم.

عشق ویران کردن خویشتن است، دوست داشتن ،

ساختنی عظیم.

عشق دق الباب نمی کند، مودب نیست، حرف شنو نیست،

درس خوانده نیست، درویش نیست،حسابگر نیست ،سر به

زیر نیست، مطیع نیست......

عشق دیوار را باور نمی کند، کوه را باور نمی کند، گرداب را

باور نمی کند، زخم دهان باز کرده را باور نمی کند، مرگ را

باور نمی کند.....

عشق در وهله ی پیدایی دوست داشتن را نفی می کند،

نادیده می گیرد،پس میزند،له می کند و میگذرد.

دوست داشتن نیز ناگزیردر امتداد زمان عشق را دود می

کند، به آسمان می فرستد، و چون خاطره یی حرام ، فرشته

ی نگهبانی بر آن می گمارد. عشق ، سحر است، دوست

داشتن ، باطل السحر.

عشق و دوست داشتن از پی هم می آیند. اما هرگز در یک

خانه منزل نمی کنند.

عشق انقلاب است ، دوست داشتن، اصلاح.

میان عشق و دوست داشتن هیچ نقطه مشترکی نیست.

از دوست داشتن به عشق می توان رسید واز عشق به

دوست داشتن.

اما به هر حال این حرکت از خود به خود نیست.از نوعی به

نوعی است. از خمیره ای به خمیره ای.....و فاصله ایست

ابدی میان عشق و دوست داشتن، که برای پیمودن این


فاصله یا باید پرید یا باید فروچکید.....


غزالم تقدیم با عشق عزیز دلم









نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:


بزرگ ترین اشتباه؟


گفت عاشق شدن


گفتم بزرگ ترین شکست؟


گفت شکست عشق


گفتم بزرگترین درد؟


گفت از چشم معشوق افتادن


گفتم بزرگترین غصه؟


گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن


گفتم بزرگترین ماتم؟


گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق؟


گفت شیرین و فرهاد


گفتم زیبا ترین لحظه؟


گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویا؟


گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین ارزوت؟


اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد


گفت: ( مرگ)

 





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


تا حالا شده عاشق بشین؟؟؟

میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟

میدونین عشقق چه مزه ای داره؟؟؟

میدونین عشق چه بویی داره؟؟؟

میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟

میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟

مدونین قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟

میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟

میدونین ...؟؟؟

اگه جواب این همه سئوال رو میخواین! مطلب زیر رو بخونین...خیلی جالب و آموزندس...

وقتی

یه روز دیدی خودت اینجایی و دلت یه جای دیگه بدون كه كار از كار گذشته و تو عاشق شدی

طوری میشه كه قلبت فقط و فقط واسه عشق می تپه ، چقدر قشنگه عاشق بودن و مثل شمع سوختن

همه چی با یک نگاه شروع میشه

این نگاه مثل نگاهای دیگه نست ، یه چیزی داره که اونای دیگه ندارن ...

محو زیبایی نگاهش میشی ، تا ابد تصویر نگاهش رو توی قلبت حبس می كنی ، نه اصلا می زاریش توی یه صندوق ، درش رو هم قفل می كنی تا كسی بهش دست نزنه.

حتی وقتی با عشقت روی یه سكو می شینی و واسه ساعتهای متمادی باهاش حرفی نمی زنی ، وقتی ازش دور میشی احساس می كنی قشنگترین گفتگوی عمرت رو با كسی داری از دست میدی.

می بینی كار دل رو؟

شب می آی كه بخوابی مگه فكرش می زاره؟! خلاصه بعد یه جنگ و

جدال طولانی با خودت چشات رو رو هم می زاری ولی همش از خواب میپری ...

از چیزی میترسی ...

صبح كه از خواب بیدار میشی نه می تونی چیزی بخوری نه می تونی كاری انجام بدی ، فقط و فقط اونه كه توی فكر و ذهنت قدم می زنه

به خودت می گی ای بابا از درس و زندگی افتادم ! آخه من چمه ؟

راه می افتی تو كوچه و خیابون هر جا كه میری هرچی كه می بینی فقط اونه ، گویا كه همه چی از بین رفته و فقط اون مونده

طوری بهش عادت می كنی كه اگه فقط یه روز نبینیش دنیا به آخر میرسه

وقتی با اونی مثل اینكه تو آسمونا سیر می كنی وقتی بهت نگاه می كنه گویا همه دنیا رو بهت میدن

گرچه عشق نه حرفی می زنه و نه نگاهی می كنه !

آخه خاصیت عشق همینه آدم رو عاشق می كنه و بعد ولش می كنه به امون خدا

وقتی باهاته همش سرش پائینه

تو دلت می گی تورو خدا فقط یه بار نیگام كن آخه دلم واسه اون چشای قشنگت یه ذره شده

دیگه از آن خودت نیستی

بدجوری بهش عادت كردی ! مگه نه ؟ یه روزی بهت میگه كه می خواد ببینتت

سراز پا نمی شناسی حتی نمیدونی چی كار كنی ...

فقط دلت شور میزنه آخه شب قبل خواب اونو دیدی...

خواب دیدی که همش از دستت فرار میکنه ...

هیچوقت براش گل رز قرمز نگرفتی ...چون بهت گفته بود همش دروغه تو هم نخواستی فکر کنه تو دروغ میگی آخه از دروغ متنفره ...

وقتی اون رو می بینی با لبخند بهش میگی خیلی خوشحالی که امروز میبینیش ...

ولی اون ...

سرش رو بلند می كنه و تو چشات زل میزنه و بهت میگه

اومدم بهت بگم ، بهتره فراموشم كنی !

دنیا رو سرت خراب میشه

همه چی رو ازت می گیرن همه خوشبختیهای دنیا رو

بهش می گی من من من

از جاش بلند میشه و خیلی آروم دستت رو میبوسه میذاره رو قلبش و بهت میگه خیلی دوستت دارم وبرای همیشه تركت می كنه

دیگه قلبت نمی تپه دیگه خون تو رگات جاری نمیشه

یه هویی صدای شكستن چیزی می آد

دلت می شكنه و تكه های شكستش روی زمین میریزه

دلت میخواد گریه کنی ولی یادت می افته بهش قول داده بودی که هیچوقت به خاطر اون گریه نمیکنی چون میگفت اگه یه قطره اشک از چشمای تو بیاد من خودم رو نمیبخشم ...

دلت میخواد بهش بگی چقدر بی رحمی که گریه رو ازم گرفتی ولی اصلا هیچ صدایی از گلوت در نمیاد

بهت میگه فهمیدی چی گفتم ؟با سر بهش میگی آره!...

وقتی ازش میپرسی چرا؟؟؟میگه چون دوستت دارم!

انگشتری رو که تو دستته در میاری آخه خیلی اونو دوست داره بهش میگی مال تو ...

ازت میگیره ولی دوباره تو انگشتت میکنه ...میگه فقط تو دست تو قشنگه...

بعد دستت رو محکم فشار میده و تو چشمات نگاه میکنه و...

بعد اون روز دیگه دلت نمیخواد چشمات رو باز نمی كنی

آخه اگه بازشون كنی باید دنیای بدون اون رو ببینی

تو دنیای بدون اون رو می خوای چی كار ؟

و برای همیشه یه دل شكسته باقی می مونی

دل شكسته ای كه تنها چاره دردش تویی...

چاره درد دلم تو هستی غزالم تقدیم با عشق





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        



همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک


میریزم


آن لحظه آرزو میکنم که باشی در کنارم ، بنشینی بر روی پاهایم و


آهسته در گوشم


بگویی که دوستت دارم


کاش بیاید آن روز ، کاش تبدیل شود به حقیقت آن آرزو ،


تا لبخند



عاشقی بر روی لبانم



بنشیند ، تا کی دلم در غم دوری ات، به انتظار بنشیند!



ببین خورشید را ،در حال غروب است ، نمیدانم ،میدانی اینجا


که



نشسته ام چقدر سوت



و کور است !؟



نیستی اینجا که اینگونه سرد و بی روح است ، نیستی در کنارم


که


دلم تنها و پر از


غصه، در این لحظه ی غروب است


هیچ است این دل بی تو ، تمام است لحظه های شادی بی تو، بگیر


دست مرا با آن


دستان مهربانت، به تو نیاز دارم همیشه و همه جا، به آن دل


مهربانت


هستم تا هستی در این دنیای خاموش ، نمیشوی ،


حتی یک لحظه


نیز از یاد من



فراموش!


ندیدم تا به حال عشق و صداقت را جز از دل تو،


ندیدم تا به حال



مهربانی و وفا را جز



از قلب مهربان تو،



ندیدم یک قلب پاک را جز قلب درخشان تو تا به حال،




بیا تا ثابت کنیم به همه معنای یک عشق ماندگار!


برمیگردیم به سر خط ، دلتنگی مرا دیوانه میکند تا آخر خط ،


گفتم



تا گفته باشم درد دلم




را به تو ، یکی که بیشتر نیست در این دنیا دیوانه ی تو!






*****غزالم من دیوانه ی تو در این دنیا*****





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        




این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !

 

این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !

 

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟

 

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟

 

چه زیباست لحظه ای که من به

 

سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !

 

چه زیباست لحظه ای که سر نوشت

 

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!

 

چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !

 

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....

 

و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !

 

آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟

 

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟


غزالم برای داشتن تو جونم میدم






نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        

یکی را دوست دارم

همان کسی که شب و روز به یادش هستم

و لحظات سرد زندگیم را

با گرمای عشق او میگذرانم !

کسی را دوست دارم

که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و


هیچگاه نمی توانم دستانش را بفشارم !

یکی را دوست دارم

بیشتر از هر کسی

همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد !

یکی را دوست دارم

که میدانم او دیگر برایم یکی نیست

او برایم یک دنیاست !

یکی را برای همیشه دوست دارم

کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا !

کسی که هرگز اشکهایم را ندید

ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم !


یکی را تا ابد دوست دارم

کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و

ندانست که او در این دنیا

تنها کسی است که در قلبم نشسته است !

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم

کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید و

لحظه ای که به او لبخند زدم

نگاهش به سوی دیگری بود !آری

یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم

کسی که لحظه ای به پشت سرش

نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !

کسی را دوست دارم که برای من بهترین است

از بی وفایی هایش که بگذرم


برای من عزیزترین است !

یکی را دوست دارم ولی

او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد !

نمی داند که چقدر دوستش دارم

نمی فهمد که او تمام زندگی ام است !

یکی را با همین قلب شکسته ام

با تمام احساساتم

بی بهانه دوست دارم !


کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست

اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد !

یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم

کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز دوست نمی دارد !

یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن

دیوانگیست

اما..........

اما این دیوانگی عشق من است تقدیم به تو عشقم غزالم




نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


دهانت را می بویند 

 

مبادا گفته باشی دوستت دارم

 

دلت را می پویند

 

مبادا شعله ای درآن نهان باشد

 

روزگار غریبیست نازنین

 

و عشق را کنار تیرک رهبند تازیانه می زنند

 

عشق را در پستوی خانه پنهان باید کرد

 

شوق را در پستوی اتاق پنهان باید کرد

روزگار غریبیست نازنین.....


تقدیم بهت غزالم





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        




عشق یعنی

عشق

یعنی پرواز قناری               یعنی تا سحر بیداری

یعنی ثانه شماری                 یعنی حس بی قراری

عشق

یعنی بودن چون تو هستی        یعنی تو منومی خواستی

یعنی زندگی توو مستی           یعنی ترک خود پرستی

عشق

یعنی من گدا و تو شاه              یعنی من تاریک و تو ماه

یعنی با هم توی یک راه           یعنی  پایان غم    و    آه

عشق

یعنی امروز یعنی فردا               یعنی دنیا   واسه ی ما

یعنی پر زدن توو رویا              یعنی ماهی ها توو دریا

عشق

یعنی من  برات یه گلدون             یعنی تو یک گل خندون

یعنی ما شاد و غزل خون            مثل لیلا    مثل   مجنون

عشق یعنی تو غزالم تقدیم بهت

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        




خوبِ خوبِ نازنین من!


نام تو مرا همیشه مست می کند،


بهتر از شراب، بهتر از تمام شعرهای ناب!


نام تو، اگر چه بهترین سرود زندگی است،


من تو را، به خلوت خدایی خیال خود:



(( بهترینِ بهترینِ من )) خطاب می کنم،



 
بهترینِ بهترینِ من!

غزالم تقدیم بهت خیلی دوست دارم




نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


دل من خیلی گرفته،مثل آسمون ابری


  دل من عاشق و پاکه،مثل عشق پاک لیلی


  دل من اسیر عشقه،مثل یوسف توی زندان


  دل من دیوونه ی توس،مثل یه لیلی عاشق


  دل من فقط می باره،مثل ابره پاره پاره

 

  دل من تنهای تنهاس،مثل یعقوب توی کنعان





نوع مطلب : جملات عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 12 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...