تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ A *** TRUE *** LOVE *** Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ - مطالب اخبار موسیقی
درباره وبلاگ

با سلام و عرض خوش امد گویی به همه عاشقان .من امیر حسین هستم واین وبلاگ رو به عشق فرشته ای که همه ی زندگی و دنیای من هست طراحی کردم و با تمام وجود بهش تقدیم میکنم.از خدا میخوام که تا اخر عمر من امیر اون باشم اون ســـدان مـــن.دوستان اگر دلت اومد نظر هم بدید ضرر نداره.امیدوارم میزبان خوبی برای شما عزیزان باشم.
کلام اخر:خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم
مدیر وبلاگ : امیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ A *** TRUE *** LOVE *** Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ



موسیقی ما – بهمن بابازاده: با نزدیک شدن به ماه دوم سال ، چهره ها و خواننده های موسیقی در صدد انتشار آثارشان هستند تا مثل اکثر سالها، اردیبهشت ماه، پذیرای آلبوم های تعداد زیادی از ستاره های موسیقی کشور باشد. ماهی که مثل اسفند ماه، طرفداران زیادی دارد و چهره های زیادی اعتقاد دارند که انتشار آثارشان در این ماه به دلایل مختلف، می تواند تاثیر زیادی در بهتر دیده و شنیده شدن آثارشان داشته باشد.

اما برخی اخبار تائید نشده، نشان از اتفاقات و ماجراهای عجیب و غریب درباره تعدادی از آلبوم های چهره های معروف دارد که در این  گزارش سعی کرده ایم نگاهی گذرا به تمام این حاشیه ها و حر ف و حدیث ها داشته باشیم:
 
  • * سوال جنجالی رضا صادقی: «سیروان خسروی یا آرون حسینی؟!»
اصلی ترین داستان و ماجرای آلبوم جدید آقای مشکی پوش به یک جمله ختم می شود: «سیروان خسروی یا آرون حسینی؟!». این تیتر را قرار بود در روز انتشار آلبوم به کار ببریم ولی از آنجایی که صادقی از انتشار تک قطعه «کفش آهنی» قبل از بیرون آمدن آلبومش منصرف شد، بهترین جا برای این تیتر، همین گزارش می تواند باشد.

صادقی در آلبوم جدیدش قطعه ای به نام «کفش آهنی» دارد که ملودی این قطعه همان ملودی «وایسا دنیا» ست ولی با این تفاوت که این بار «آرون حسینی» تنظیمی جدید را برای آن زده و خواه ناخواه، مقایسه‌های جالبی میان این قطعه و قطعه وایسا دنیا خواهد شد.

«همین...» تمام کارهای تولیدی اش انجام شده و هفته آخر فروردین ماه از سوی موسسه صوت «آوای هنر» وارد بازار موسیقی کشور خواهد شد.
 
  • * «حامی» بالاخره «مافیا» را بار انداز کرد!
«یک لحظه عاشق شو» سال قبل قرار بود منتشر شود ولی به قول حمید حامی «مافیای موسیقی» اجازه انتشارش را نداد! این آلبوم حتی به دلیل دخالت ها و پیگیری های همان جناب «مافیا» حتی موفق به اخذ مجوز هم نشد تا «مافیا» به کلمه مورد علاقه این خواننده در همه گفتگو ها و مصاحبه هایش تبدیل شود: «مافیای ترانه سراها ، مافیای آهنگسازها، مافیای شرکت پخش ، مافیای صدا وسیما ، مافیای رسانه ها و این اواخر هم که مافیای «دست های پشت پرده»!.

اوضاع حتی به جایی رسید که «حامی» در اعتراض به ریشه کردن «مافیا» در هنر کشور، تصمیم به خداحافظی از دنیای موسیقی گرفت تا «مافیا» بتواند این خواننده را در آستانه ضربه فنی قرار دهد.

اما سرانجام هفته گذشته، این «مافیا» بود که از سوی این خواننده بارانداز شد و آلبومش بالاخره مجوز گرفت و خدا به داد «مافیا» بعد از انتشار این آلبوم برسد که در اواخر اردیبهشت، خدا می داند «حامی» چه خوابی برایشان دیده است...
 
  • * روزبه نعمت اللهی با «فرهاد مهراد» شوخی دارد؟!
نگران «داروگ» نباشید و خیالتان بابت انتشار آلبوم جدید «روزبه نعمت اللهی» راحت... اواسط همین هفته این آلبوم در بازار موسیقی کشور منتشر خواهد شد تا داستان پر تنش روزبه و این آلبوم هم به خیر و خوشی تمام شود.

با توجه به اینکه برنامه ای ویژه را برای این آلبوم برای سایت در نظر داریم، فقط به یک نمونه از حاشیه های این اثر در این گزارش می پردازیم و آن هم حکایت قطعه ای از این آلبوم است که در آن بخشهایی از ترانه مرحوم «فرهاد مهراد» استفاده شده. احتمالا باید منتظر واکنش‌های خانواده فرهاد فردای انتشار این اثر، باشیم.
 
  • * چه بلایی سر آلبوم «بنیامین» آمده؟
مجوز نگرفتن و ایراد های دفتر موسیقی و این حرفها را زیاد جدی نگیرید...

آلبوم بنیامین اصلا برای اخذ مجوز به دفتر موسیقی ارشاد وارد هم نشده و اگر دوست دارید بدانید چه بلایی سر آلبوم جدید این خواننده آمده، بروید سراغ پاراگراف بعدی...

بنیامین قطعاتی را با حضور «فرشاد فارسیان» ساخته و خواسته که در قالب یک آلبوم برای اخذ مجوز اقدام کند. یکی از مسئولین و مدیران شرکت ترانه شرقی (همان «محسن رجب پور» خودمان!) پس از شنیدن آلبوم و بررسی آن با یک تیم کارشناسی فقط با یک جمله تیر خلاص را  زده. از ما نخواهید که آن جمله را منتشر کنیم اما تا اواخر تابستان منتظر آلبوم جدید «بنیامین» نباشید...
 
  • * گروه «سون» باز هم ممنوع الکار می شود!
آلبوم «دوست دارم» در آخرین مراحل تولید به سر می برد و آقای «حسین خانی» حتی سفارش پوستر و آگهی اش را به «موسیقی ما» هم داده تا خیالمان درباره قطعیت انتشار این آلبوم راحت شود!

 اما با توجه به سابقه عجیب این گروه در ممنوع الکار شدن، پیش بینی می شود «سون» بعد از انتشار آلبومش هم ممنوع الکار شود!

می پرسید چرا؟ خوب چرا ندارد... وقتی یک گروه بخاطر پوشیدن کت قرمز، همکاری نکرده (!) با چهره های آن ور آبی، (که آخرش هم نفهمیدیم آن ور آب دقیقا می شود کجا؟!) و صحبت تلفنی با «ولادمیر پوتین» (درباره اینکه شاید او از دلایل ممنوع الکار شدن شان خبر داشته باشد) از فعالیت در داخل کشور منع می شود، امکان ندارد بعد از انتشار رسمی آثارش بتواند به فعالیت هایش ادامه دهد!

آخرین اخبار هم درباره آلبوم این گروه حکایت از آن دارد که اگر هیچ بلای آسمانی و زمینی جدید رخ ندهد، اواسط اردیبهشت آلبوم این گروه (که جزو مودب ترین و متشخص ترین چهره ها در بین اهالی موسیقی اند)، به بازار می آید.
 
  • * مازیار هم «مازیار»های قدیم ...  
مازیار عوض شده... خیلی هم عوض شده.

دیگر خبری از آن مازیار سابق نیست که هر روز جواب ایمیل هایش را می داد و ظاهرا بی خیال رسانه ها شده و سرش در لاک خودش است...

حالا برای ارتباط با او علاوه بر مدیر برنامه و برادر و تهیه کننده، چند گزینه جدید هم اضافه شده که باید با آنها برای تائید اخبار و گرفتن خبر جدید هماهنگ شد. پروسه هماهنگی با همه این دوستان به قدری طولانی شد که بی خیال آلبوم «مازیار» شدیم تا آخر این گزارش با این حس تمام شود که: ...
بگذریم ...همین!
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما




نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



موسیقی ما – بهمن بابازاده: خواننده آلبوم «من هنوز» که سالها پیش این اثر را پس از موفقیت های پیاپی در قالب گروه زیرزمینی 0111 ، در بازار رسمی موسیقی کشور منتشر نمود، این روزها در صدد انتشار دومین آلبوم خود است اما ظاهرا او هم مثل بسیاری دیگر از خواننده ها و اهالی موسیقی، با مشکل بزرگی به نام شرکت پخش رو به رو شده است.

«ماهان بهرام خان» در این باره در گفتگو با «موسیقی ما» گفت : « طبق آخرین صحبتی که با دوستان پخش آلبوم و شرکت طرف قرارداد داشتم، آلبوم تابستان امسال بالاخره وارد بازار خواهد شد. اما راستش را بخواهید خود من هم نمی دانم چرا تا این حد داستان انتشار این آلبوم کشدار شده است. »

این خواننده درباره دلایل تاخیرهای چندین باره آلبومش توضیح داد:« در این سالها خیلی از چهره های بازار زیرزمینی، رسمی شده و کنسرت هایشان هم راه افتاده ولی خیلی ها هنوز من را یک خواننده زیر زمینی می دانند! این بزرگترین مشکل من در همه اسن سالها بوده. درباره تاخیرهای انتشار البوم هم باید بگویم که به شرکت اعتماد کرده ام و آنها هم می گویند بهترین زمان برای انتشار اثر الان است. سه چهار بار این تاریخ عوض شده و امیدوارم تابستان آلبوم به بازار بیاید. »

بهران خان در انتهای صحبت هایش نیز در پاسخ به این سوال که چقدر برای این اتفاقات و حواشی خودش را مقصر می داند گفت :«ببین من بعد از اولین اجرایم ممنوع الکار شدم . همین باعث شد ضربه بدی بخورم و تا بیایم و خودم را جمع کنم، کمی اوضاع عوض شد. ولی امیدوارم بعد از انتشار آلبومم، که یک و یازده دقیقه نام دارد (01:11)، اوضاع بهتر شود و با یک پخش خوب، اتفاقاتی که باید چند سال پیش می افتاد، دوباره رقم بخورد. »
 
 
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما








نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




موسیقی ما - آرین شهمیرزادی:
سهیل جامی که تا کنون آثار خود را به صورت اینترنتی منتشر می کرد، در گفت و گو با موسیقی ما از انتشار نخستین آلبوم رسمی خود در سال 92 خبر داد. جامی که اخیراً عهده دار خوانندگی تیتراژ پایانی سریال «مرد نقره ای» شبکه سوم سیما بود، برای تیتراژ پایانی فیلم سینمایی «کبریت سوخته» نیز خوانندگی کرده است.

محمدرضا چراغعلی، محسن یگانه، کوشان حداد، علی اصحابی، اشکان آبرون، یاحا کاشانی، هادی اصحابی و آرین بهاری از جمله چهره هایی هستند که سهیل جامی در آلبومش با آنها همکاری نموده است. این آلبوم که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده، 11 قطعه دارد.

این خواننده حدود دو سال پیش از تولید پر هزینه ترین آلبوم تاریخ موسیقی کشور در نشریات سخن گفت. او معتقد است که آلبومی به روز همراه با رعایت اصول موسیقی تولید کرده و دلیل تأخیر در پخش این آلبوم را نیز حساسیت در کارش اعلام کرده است. وی اظهار داشت: «برای جمع آوری این آلبوم با مشکلات زیادی روبرو شدم. اما اطمینان دارم یکی از بهترین آلبوم های سال را از من خواهید شنید؛ چرا که با قدرت در موسیقی قدم برداشته ام».

در ادامه تیتراژ پایانی سریال «مرد نقره ای» با صدای سهیل جامی را دانلود کرده و گوش کنید. «یاحا کاشانی» ترانه سرای این اثر است، «محسن یگانه» ملودی قطعه را ساخته و «اشکان آبرون» آن را تنظیم کرده است.
 



منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما




نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



موسیقی ما – بهمن بابازاده: علی لهراسبی پس از انتشار جنجالی آلبوم «تصمیم» و چند کنسرت تهران و شهرستان کم کار شده و سکوت عجیبی را هم اختیار کرده است.

این خواننده که سال گذشته با تیتراژ موفق «خداحافظ بچه» در رسانه ملی هم حضوری موفق داشت درباره سکوت عجیب و طولانی اش به «موسیقی ما» گفت: « بعد از انتشار آلبوم تصمیم و اتفاق های خوبی که برای این آلبوم افتاد، همه تلاشم برگزاری تور کنسرت هایم در سراسر کشور بود که واکنش ها به آلبوم تصمیم هم به خوبی به من انرژی داده بود و کلی برنامه ریزی هم کرده بودم. اما تنها هشت روز بعد از انتشار آلبوم، خبر رسید که ممنوع الکار شده ام و دیگر نمی توانم به اجرای برنامه و کنسرت بپردازم. داستان اجراهایم به تاخیر خورد و همه برنامه ریزی هایم به هم خورد و متاسفانه دیگر ماجرا به قدری وخیم شد که نتوانستم کاری کنم و از کنترل خارج شد. اوضاع همین طور پیش رفت و داستان اجراها همانی شد که همه دیدند و من هم از این بابت خیلی ضربه خوردم.»

لهراسبی درباره قهر محسوس اش از رسانه ها هم گفت :«از برخی رسانه ها بابت انتشار برخی اخبار دلگیرم. متاسفانه جنجال های آلبوم «تصمیم» آنقدر گسترده شد که روی فعالیت های هنری من تاثیر منفی گذاشت و کار به جایی رسیده بود که چیزی نمانده بود کیفیت بالای آلبوم زیر سایه این حاشیه ها گم شود. اما خدا را شکر مخاطبان موسیقی ارتباط خوبی با آلبومم برقرار کردند و همین برای من کافی است. در حال کار کردن روی آلبوم جدیدم هستم و برنامه ریزی ام برای اواخر تابستان است که آنرا وارد بازار کنم. هنوز هیچ اسمی برایش در نظر نگرفته ام و تمایلی به نام بردن از تیم کاری ام در این آلبوم  در این مقطع ندارم. اما به این آلبوم خیلی امید دارم و به نظرم همه فاکتور های لازم برای موفقیت را داراست.»

این خواننده در انتهای صحبت هایش درباره احتمال همکاری مجدد اش با برخی هنرمندان خارج نشین نیز گفت: «جواب این سوالت را نمیدهم!. بگذار در زمان خودش در این باره صحبت کنم. خدا را چه دیدی؟ شابد اتفاق های بهترو بزرگتر هم در آلبوم بعدی وجود داشت....!»
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما





نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
موسیقی ما – امید شایان: خواننده جنوبی موسیقی پاپ، شب گذشته و پس از انتشار خبر زلزله در جنوب کشور، در پیامی  این واقعه طبیعی و دلخراش را به هموطنان و جنوبی ها تسلیت گفت.

رضا صادقی که در آستانه انتشار آلبوم جدیدش قرار دارد، جهات همدردی با هموطنان جنوبی، متنی را نگاشته و آنرا برای انتشار در اختیار «موسیقی ما» قرار داده است:

«همه دردها جانكاهند اما بعضى دردها همچون كوه جانگیرند امروزبا شنیدن خبر زلزله بوشهر بار سنگین مصیبت را بر دوش همخونان جنوبیم حس كردم.
 از خداوند براى بازماندگان صبر و براى رفتگان طلب آمرزش دارم.
 من به عنوان یك جنوبى خود را صاحب عزا میدانم و از همه دوستان میخواهم برای آرامش روح رفتگان و همچنین ماندگان باورانه دعا كنند.
رضا صادقى
 همین...»
 
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما






نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
موسیقی ما - بهمن بابازاده : آخرین بار که یک قطعه موسیقی توانسته باشد در بازار داخلی به درصد بالایی از همه گیر شدن برسد را کسی یادش هست؟ اگر قرار باشد واضح تر و خودمانی تر حرف بزنیم، سوال مان باید اینگونه مطرح شود: «آخرین قطعه ای که توانسته بترکاند و همه اهالی موسیقی را درگیر خود کند و همه اقشار جامعه آنرا شنیده باشند، کی بوده؟ خواننده اش کیست و اصلا چه دلیلی داشته که توانسته موفقیتی تا این حد گسترده را به دست بیاورد؟»

لزومی ندارد زیاد به سلول های خاکستری مغزتان فشار بیاورید. چون اصولا جواب این سوال منفی است و در سالهای اخیر هیچ اتفاق غافلگیر کننده و بزرگی در بازار موسیقی رخ نداده و یک مسیر صاف و بدون فراز و نشیب، حاصل همه زور زدن های آقایون خواننده بوده. ظاهرا ستاره های موسیقی این روزهای بازار پاپ، در خواب زمستانی هستند و همه فارق از خلق اتفاقات بزرگ و شگفت  انگیز، سرشان در لاک خودشان است و دیگر قرار نیست حادثه ای رخ دهد.

اما اگر قرار باشد به این معضل و بی « حادثه» و «اتفاق» شدن موسیقی داخلی نگاهی بیندازیم، فکر می کنید به چه نتیجه گیری درستی می شود رسید؟ چه دلایلی باعث بوجود آمدن یک چنین بازار «خنثی» و «بی حادثه» ای شده؟
 
  • * گذری بر تاریخ
سالهای زیادی از تاریخ اوج گیری موسیقی پاپ در داخل کشور نمی گذرد. موسیقی ای که با صدای و لحن «خشایار  اعتمادی» سوت آغازش زده شد تا این خواننده جاده صاف کن کسانی شود که خوراک فکری و موسیقیایی نسل های بعد را تامین کند. محمد اصفهانی، عضار، سعید شهروز ، امیر کریمی، قاسم افشار و حتی چنگیز حبیبیان (!) در دوره ای توانستند با آثارشان گوی سبقت را از بقیه بربایند و ترانه هایشان دست به دست بچرخد. هر کدام شیوه و سبک خ.دشان را داشتند و آنهایی که تحت تاثیر صدای «آن ور آبی ها» بودند، به هر حال بیشتر و بهتر توانستند خودی نشان دهند و به زور همین تقلید و به قول خودشان «تاثیر گرفتن»، جریان موسیقی یک دوره خاص را در دست گرفتند  و به لیدر های دوره خودشان تبدیل شدند. جان فدایی های فراوانی را به دست آوردند و اولین نسل ستاره های موسیقی پاپ بعد از انقلاب متولد شدند.  
 
  • * حمله زیر زمینی ها!
هیچکس نمی داند واژه «موسیقی زیرزمینی» از کجا و کی وارد ادبیات فرهنگی کشور شده است. واژه ای که به رغم برچسب غیر مجاز اش، بزرگترین خدمت تاریخ را به هنر موسیقی کشور داشته و پاپ این روزها، بیشتر از هر زمان دیگری خودش را مدیون چهره های در ابتدا زیرزمینی و امروزه مجازش می داند.

«رضا صادقی» نخستین چهره ای بود که با «مشکی رنگ عشقه» توانست یک شبه ره صد ساله را بپیماید و خیلی زود آوازه اش همه جا بپیچد. بعد از او بود که آرام آرام نوبت به «بنیامین » و «حمید عسکری» و خیلی های دیگر شد. بنیامین با «دنیا دیگه مثل تو نداره» اش رکورد فروش یک آلبوم را شکست و حمید عسگری با «قسمت نمی شه انگار»، همه ستاره های آن زمان را پش سر گذاشت. اتفاق ها و حادثه ها یکی پس از دیگری می آمدند و در بازار گرد و خاکی به پا می کردند و می رفتند. علی لهراسبی و احسان خواجه امیری هم در تلویزیون و تیتراژ سر و صدا کرده بودند و دنیای موسیقی پر بود از اتفاقات رنگ و وارنگ.

مخاطب موسیقی شب می خوابید و صبح با یک ستاره جدید و بمب خبری جدید رو به رو می شد. یک روز فریدون آسرایی و «آهای خوشگل عاشق» اش به معنای واقعی «می ترکاند» و یک روز «محسن » های معروف، با «نشکن دلمو». آریان همه گیر می شود و مفهوم فعالیت گروهی در موسیقی پاپ معنی پیدا می کند. رپر ها با موسیقی و کلام گستاخ شان هم که در یک دوره هوش از سر خیلی ها ربوده بودند تا صنعت موسیقی آرام آرام جان بگیرد و بتواند خودی نشان دهد. حالا زمان پوست انداختن است. زمان اوج گرفتن. تقویم را که نگاه می کنیم، اواسط دهه هشتاد شمسی... این روزها همه موسیقی پاپ گوش می کنند، شما چطور؟!
 
  • * پولدار می شویم...
زمانه عوض شده ... دیگر در دوره ای هستیم که خواننده مجبور نیست برای انتشار اثرش در لاله زار بچرخد و دست به دامان «کاست فروش» هایی شود که آلبوم می خرند و چک یک ساله می کشند. شرکت ها  و کمپانی های موسیقی راه افتاده اند تا فاتحه لاله زار خوانده شود. چهره ها و خواننده ها یکی یکی جذب این کمپانی ها می شوند و رقم  قرارداد ها در حال سبقت گرفتن از یکدیگر اند. بازار کنسرت ها داغ شده و به جز تهران و کیش که مقر اصلی اجراهای زنده هستند، دیگر شهرستان ها هم گهگداری روی ستاره های موسیقی را به خود می بینند تا بخاطر حضور یکی از آنها، یک روز شهر به حالت نیمه تعطیل در آید. بخاطر محبوبیت فلان ترانه فلان سال قبل. فلان تیتراژ فلان سریال یا فلان قطعه ای که آن زمان کسی نفهمیده کاور بوده و تازگی ها گندش در آمده!

 در حال گذراندن سالهای آخر دهه هشتاد ایم... ورود پول به چرخه موسیقی، خیلی ها را از راه به در کرده. دیگر کمتر شاهد اتفاقات و غافلگیری های بزرگ در عرصه موسیقی هستیم و مخاطب موسیقی سالهای زیادی ست که شب خوابیده و صبح بیدار شده بدون اینکه اتفاق و حادثه ای را در هنر مورد علاقه اش، شاهد بوده باشد. او بیشتر جنجال های خبری را به دور از هرگونه اتفاق هنری می بیند که مثلا فلان خواننده با یک قراراد ایکس میلیونی به فلان کمپانی پیوست و از این پس کنسرت هایش با مدیریت این شرکت روی صحنه خواهد رفت. او بیشتر اظهار نظرهای ستاره های پاپ را علیه همدیگر می بیند و اینکه همان ستاره مورد علاقه اش که بهترین لحظان زندگی اش را با آثار عاشقانه او گذرانده، چقدر وقیحانه و گستاخ می تواند علیه همکار و در اصطلاح رقیب اش اظهار نظر کند و او را بشورد و پهن اش کند جلوی آفتاب...

یکی هم در این بین پیدا می شود و می خواند: «همه چی آرومه، من چقدر خوشحالم...». او راست می گفت. همه چیز آرام بود و هیچ اتفاقی هم قرار نبود بیفتد...
 
  • * حاشیه، کاور و مایکل جکسون!...
سالهای عجیبی شده. فقدان خلاقیت، باعث پرورش و رواج یک ایده جدید در بین ستاره های این نسل شده. کدام نسل؟ همین نسل جدید و آخری که به قولی باید به آنها لقب ستاره های موسیقی عصر مدرنیته را در ایران داد.... ستاره هایی که در دوره ای فعالیت و کار می کنند که موسیقی روز جهان، در حال پیشرفت لحظه ای و ثانیه ای است و کلیت موسیقی جهان، هر روز یک اتفاق و بمب خبری را در پی دارد. اما این بمب های خبری تاثیری در ایده رواج پیدا کرده در موسیقی داخلی نیست و چهره های موسیقی که خود را همین طور لحظه به لحظه ناتوان تر و کم اثر تر نسبت به دوران رشد علم موسیقی می بینند، چاره ای جز گرایش به فرهنگ غنی«کاور» نمی بینند. فرهنگی که سالهاست در بین بسیاری از هنرمندان داخلی رواج دارد و نبود علم کافی در بین مخاطب موسیقی، باعث شده باور کنند که فلان شاهکار ستاره محبوب شان زائیده ذهن خلاق و با استعداد او بوده. فارغ از اینکه جناب ستاره، در یک کپی کاری غیر حرفه ای اثر موفق یک خواننده خارجی را با کلام فارسی به خوردشان داده و خیلی محکم روی شناسنامه البومش در بخش آهنگساز، نام خودش را درج کرده است.

فرهنگی که به مرور و با لو رفتن بسیاری از گندکاری های برخی چهره ها، در حال کمتر شدن هوادارانش است و ستاره های راه های دیگری را هم برای در راس اخبار ماندن، پیدا کرده اند. حاشیه سازی و انتشار اخبار و دروغ های کله گنده از جمله این شگرد هاست. اینکه مثلا قرار است در آینده ای نه چندان دور با فلان سوپر استار جهان اثری مشترک را منتشر کنند. گرفتن عکس های دونفره با برخی چهره های سرشناس خارجی در کنسرت های خارج از کشور آنها از دیگر راه هایی ست که این روزها خوب جواب می دهد و تیر خلاص هم احتمالا کنسرت دونفره آنها با مایکل جکسون است که فعلا این ایده را در آب نمک خوابانده اند تا به وقت اش رو کنند...

اما در کارزار این همه خبر و جنجال و داد و بیداد و هوچی گری، کسی حواسش نیست که چند سال از آخرین «هیت» تمام عیار دنیای موسیقی گذشته. کسی نمی داند آخرین قطعه و اثری که از دل بازار بیرون آمده و همه توانسته اند با آن ارتباط برقرار کنند کدام قطعه، آلبوم یا کنسرت بوده؟ حافظه تاریخی مخاطب موسیقی همین طور در حال مرور خاطرات قدیمی اش است و هر چقدر هم که سعی می کند آن لحظات را با خاطره ای جدید تداعی کند، نمی تواند. دلیلش را هم هیچکس نمی داند. پول؟ نبود فرهنگ ستاره سازی؟ جنبه؟ نبوغ؟ حوصله؟ شکم سیری؟ یا.... سالهای ابتدایی دهه نود را در حال گذران هستیم. حواستان هست؟
 
  • ستاره می شود؟
به این اسامی دقت کنید: شهرام شکوهی، مرتضی پاشایی، کامران رسول زاده، علی عبدالمالکی، مجید خراطها، امین حبیبی، حامد هاکان.

اینها اسامی چهره هایی هستند که به قولی آخرین نسل خواننده های موسیقی پاپ کشور را تشکیل می دهند. آنها در یک سال گذشته بیشتر نام شان در رسانه های موسیقی منتشر شده و ظرف ماه های قبل یا  آینده اولین آلبوم های رسمی شان قرار است در بازار موسیقی کشور منتشرشده یا می شوند.

اگر قرار به اتفاق جدید باشد، باید این اتفاق از سوی چهره های جدید رخ دهد و خیلی ها اعتقاد دارند برخی از چهره هایی که در بالا نام شان ذکر شد، قابلیت خلق اتفاقات جدید را دارا هستند. اتفاقاتی که بازار موسیقی کشور خیلی وقت است که در حسرت دیدن و شنیدن آنها، مانده و امیدوارم بالاخره بتواند این بازار تکراری و خسته کننده را تکانی دهد. بازاری که در یکی دو سال گذشته، حتی انتشار آلبوم بزرگانش هم باعث نشده آب از آب در آن تکان بخورد و همه چیز در یک مسیر صاف و بدون فراز و نشیب در حال پیشروی است.

آلبوم این چهره ها در ماه های آینده قرار است در بازار موسیقی کشور منتشر شود و احتمالا عید امسال مخاطبان موسیقی می توانند با این چهره های جدید و البته با استعداد، لحظات پرهیجانی را سپری نمایند. چهره هایی که به قول معروف آخرین بازماندگان نسل موسیقی زیرزمینی اند.
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما




نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
موسیقی ما - آرتین ولی الهی: محسن یگانه خواننده ی سرشناس پاپ کشورمان در گفت و گو با «موسیقی ما» از دلایل نیامدن خود به ویژه برنامه نوروزی شبکه ۳ سخن گفت.

محسن یگانه ضمن بیان این مسئله که از بیخ و بن رابطه ی خوبی با تلویزیون نداشته و هر بار هم در جایی حاضر شده به خاطر رفاقت بوده، اظهار داشت: «آخرین باری که به جام جم رفتم برای برنامه ی «اینجا شب نیست» رادیو جوان بود که آن هم به خاطر دوستی با یکی از دوستان علی ضیاء بود». وی افزود: «امسال سال متفاوتی برای من بود. ۲۳ اسفند امسال و در سالگرد شهادت پدرم کاری را ضبط کردم. اصولاً نه فقط من، بلکه اکثر کسانی که پدرشان را در جنگ از دست داده اند به خاطر برداشت های خاصی که بعضاً از زندگی امثال ما وجود دارد مثل استفاده از رانت، جایی علناً این موضوع را (که فرزند شهید هستیم) عنوان نمی کنیم و یک عمر است که به این موضوع عادت کرده ایم. ولی در برنامه ی شب عید سوالی در این رابطه از من شد و من صحبت هایی کردم که اگر پخش می شد، به مزاق خیلی ها خوش نمی آمد و از دید بعضی ها بازخورد مثبتی نداشت».

وی ادامه داد: «مشکل من با صدا و سیما این است که صدا و سیما مهمان نواز نیست و اخلاق تلویزیون این است که با مهمان هایش خوب برخورد نمی کند، با من هم برخورد خوبی صورت نگرفت. خوب است که اینگونه صحبت ها ناگفته بماند و جایی بیان نشود؛ چه از زبان منی که شناخته شده ترین فرزند شهید کشورمان هستم - البته نه از سرخودشیفتگی بلکه به جبر! - و چه از زبان هر کس دیگری که شرایط مشابه من دارد. طبق معمول همیشه یک چیز می گویم: بی خیال... می گذره...!»

وی در پایان گفت: «این نکته هم گفتنی است که دوستان قصد زنده نمایی مصاحبه را داشتند که من امتناع کردم و قرار شد به هیچ عنوان مصاحبه پخش نشود».
 
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما








نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
موسیقی ما – بهمن بابازاده، کیش: گروه «سون» اولین اجرای خود در سال ۹۲ را در یک شب خاطره انگیز در سالن زیبای تالار شهر جزیره کیش به روی صحنه برد که با استقبال شدید دوستداران موسیقی و مسافران نوروزی جزیره كیش روبرو شد.

گروه سون در این کنسرت علاوه بر اجرای قطعات معروف خود از جمله: «ستاره، واست می میرم، یه راهی پیش روم بذار، زمانه، پریا و...) در اواسط برنامه دو قطعه ی جدید دیگر را نیز که برای اولین بار روی صحنه اجرا می شد، به عنوان عیدی به هواداران خود هدیه داد.

اجرای دو قطعه ی " بوی عید" (به مناسبت عید نوروز) و " اعتراف "(در سریال زمانه) که قبلاً از این گروه شنیده شده بود با استقبال گرم وهمخوانی حاضرین روبرو شد. کیارش پوزشی نیز از انتشارآلبوم دوم این گروه به نام«دوست دارم» توسط شرکت فرهنگی هنری ایران گام در اواخر فروردین ماه خبر داد.

در پایان نیز گروه «سون» با اجرای آهنگ پرطرفدار «دوستت دارم» کنسرت خود را به پایان برد تا شب باشكوه و خاطره انگیز دیگری را در اولین روز از سال ۱۳۹۲برای هواداران خود رقم زده باشد. شدت استقبال از این کنسرت به قدری بود که احتمال تمدید این برنامه در شب های پایانی تعطیلات عید نوروز نیز وجود دارد که متعاقباً از طریق سایت «موسیقی ما» اطلاع رسانی خواهد شد.

عکس هایی از این اجرا را در ادامه ببینید...
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما




نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






موسیقی ما – وحید لشکری:
روزها و ساعات منتهی به تحویل سال تنها زمانی هستند که می توان در میان شبکه های تلویزیون رقابت واقعی برای جذب مخاطب را دید. در همین زمان به دلیل برداشته شدن برخی از خط قرمزها می توانیم چهره های خاصی را در قاب تلویزیون می بینیم.سازندگان این ویژه برنامه ها برای اینکه بتوانند به نسبت شبکه های ماهواره ای موفق تر عمل کنند همه تلاششان را می کنند و بازیگران و خواننده ها و چهره های سرشناس کشور را به برنامه خود دعوت می کنند.در این بین حضور خواننده ها جذابیت هر برنامه ای را دوچندان می کند چرا که معمولا آنها با دست پر به استقبال عید نوروز می روند و از آهنگهای جدیدشان در تلویزیون رونمایی می کنند.امسال هم قرار است بزرگان موسیقی از طریق تلویزیون پیام شادی و عشق را به خانه های میلیونها ایرانی برسانند و میهمان لحظات ناب تحویل سال نو ایرانیان باشند.البته یکی از نکات ویژه برنامه های امسال این است که این برنامه از شنبه 26 اسفند91 آغاز شده اند و تا بعد از تحویل سال92 ادامه خواهند داشت.
 
  • شبکه یک و فصل نو
«فصل نو»عنوان عیدی مسئولین شبکه اول سیما است که پخش آن از صبح شنبه 26 اسفند ماه آغاز شده است و روز 30 اسفند از ساعت 6 الی 16 روی آنتن شبکه یک خواهد بود.«علیرضا افتخاری»،«مازیار فلاحی»،«علی لهراسبی»،«خشایار اعتمادی»،«مجید اخشابی»،«عبدالرسول کارگشا»،«فریدون بیگدلی»،«محمدرضا صنعتگر» و «محمد عبدالحسینی» خوانندگان حاضر در برنامه فصل نو هستند. به جز«امیرحسین مدرس» که خود یکی از اهالی موسیقی است.اقبال واحدی،پدرام کریمی،شیرین صمدی و ندا ملکی دیگر مجریان فصل نو خواهند بود.
 
  • باز هم دو نیمه سیب
«احسان علیخانی» یکی از مجریانی است که رابطه خوبی با اهالی موسیقی دارد و آنها هم در برنامه های او به فراخور موضوع حضور ویژه ای دارند.سال گذشته برنامه ای تحت عنوان«دو نیمه سیب» با اجرای احسان علیخانی و آزاده نامداری تحسین همه اقشار جامعه را به دنبال داشت و علیخانی به دلیل این برنامه که ستاره های موسیقی حضور پر رنگی در آن داشتند جایزه ویژه ای از رییس سازمان صدا و سیما دریافت کرد.او امسال هم در برنامه ای با این نام به جز میهمانانی از سایر طیف ها میزبان ستاره هایی چون«سالار عقیلی»،«بابک جهانبخش»،«احسان خواجه امیری»،«حمید حامی»،«نیما مسیحا»،«بهنام صفوی»،«امیر تاجیک» و گروه«رستاک» خواهد بود.دو نیمه سیب از 26 تا 28 اسفند پس از گفتگوی ویژه خبری به مدت دو ساعت پخش خواهد شد و 29 اسفند نیز از ساعت 23 الی 3 بامداد به روی آنتن می رود.در روز تحویل سال هم از ساعت 11 تا 16 پخش خواهد شد.
 
  • نخستین بار با علی ضیاء
«علی ضیاء» مجری جوان شبکه سه در یکی دو سال اخیر با اجرای برنامه های متنوعی نظیر ویتامین 3 و نیمروز توانسته در میان مخاطبان شبکه جوان به محبوبیت دست پیدا کند.امسال قرار است او برای نخستین بار ویژه برنامه تحویل سال را اجرا کند و«محمد علیزاده»،«فریدون آسرایی» و«سید علی حسینی» میهمانان خواننده برنامه او خواهند بود.ساعت پخش این برنامه از 8 الی 18 روز 30 اسفند می باشد.
 
  • زعفرانِ شبکه چهار
«زعفران» نامی است که شبکه چهار سیما برای ویژه برنامه تحویل سال خود انتخاب کرده است و روز چهارشنبه از ساعت 8 الی 16 پخش می شود.«علیرضا قربانی»،«علیرضا عصار»و«رضا طیبی» خواننده‌های حاضر در برنامه هستند و شنیده شده پخش قسمت‌هایی از گفتگوهای شاخص برنامه تلویزیونی«گفتگوی تنهایی»در سال 91 از جمله بخش‌های این ویژه برنامه است.
 
  • شلیک در باغ ایرانی
شبکه تهران هم قرار است در قالب برنامه«باغ ایرانی»میزبان چهره های مطرح موسیقی نظیر«فرزاد فرزین»،«سالار عقیلی»،«مهدی یراحی»،«بهرام پاییز»،«علی تفرشی»،«امیر تاجیک» و «مجید اخشابی»باشد.باغ ایرانی روز چهارشنبه از ساعت 9 الی 18 با اجرای محمد سلوکی،احسان کرمی و کاظم احمدزاده پخش خواهد شد.
منبع: 
منبع: موسیقی ما - مهر




نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



موسیقی ما – بهمن بابازاده : محمد اصفهانی در آستانه سال جدید، در یادداشتی که در سایت شخصی اش منتشر شده، از دلایل عدم اجرای زنده زمستانی اش و اتفاقات و ماجراهای امسالش سخن گفته است.

این خواننده پاپ در بخشی از صحبت هایش نیز درباره آثار روز بازار و علی الخصوص آلبوم «من خود آن سیزده ام» محسن چاوشی سخن به میان آورده که در خواندن اش خالی از لطف نیست. متن کامل این یادداشت را به نقل از سایت رسمی این خواننده می خوانید:

« فرا رسیدن نوروز باستانی و تحویل سال را تبریک عرض می کنم و بهترین آرزوها را توام با سلامتی و بهروزی از درگاه خداوند متعال برایتان مسئلت دارم. در سال 91 ضمن انجام اجراهای تولیدی و زنده ی موسیقی با تمام توان مشغول تجهیز استودیوی شخصی ام بودم تا بتوانم آنطور که شایسته است به روند تولید آثار موسیقی برای طرفداران محترم ؛ شکل بهتری بدهم .

خوشبختانه مقدار زیادی از کارها با کمک دوستان انجام شده تا بتوانیم کم کم record ها را شروع کنیم . کنسرت زمستان امسال هم در همین گیر و دار و البته با معطل کردن های اداره ارشاد نسبت به صدور مجوز انجام نشد اما بنا داریم اواخر اردیبهشت 1392 در برج میلاد با دوست خوب تهیه کننده ؛ آقای جلیل پور کنسرتی را برگزار کنیم .این کنسرت با تاکید و تمایل بنده و یار همیشه همراهم پویا نیکپور؛ طراحی متفاوتی در زمینه ارائه ی قطعات خواهد داشت و در show هم نسبت به کنسرتهای قبلی تفاوتهایی لحاظ شده که بهرحال فکر میکنم در سال نو با حضور شما شب خوب و پرخاطره ای خواهد شد.

منتظر اعلام های بعدی از سوی سایت و شرکت آوای هنر البته پس از تعطیلات نوروز باشید !  قطعات آلبومهایی که قراراست در آینده ارائه شوند تقریبا طراحی شده اند که با شروع به کار استودیوی شخصی من ؛ ضبط آنها را کلید می زنیم ولی همانطور که می دانید بنده و تیم همکار در زمینه ی تولید کارهای حرفه ای که در حکم کارنامه ی کاری ما در ژانر های مختلف موسیقی است دقت زیادی بخرج می دهیم که تمامی هزینه های زمانی و مالی را متوجه آن میدانم فقط امیدوارم تا آنجاکه ممکن است این روال را سریعتر کنم اما نمی توانم تغییرش دهم . چند شب پیش دوست خوبم آریا عظیمی نژاد داشت برای ایام نوروز زائران حرم رضوی به سفارش آستان قدس ؛ موسیقی می ساخت من هم کنارش نشسته بودم ؛ همین طور در حال و هوای تحویل سال در مشهد و در حرم حضرت رضا ع با دیدن تصاویری که آریا داشت روی آنها کار میکرد فی البداهه زمزمه ای کردم که در پایان این گفتار تقدیمتان می کنم .در ضمن این روزها با بعضی از تراک های آلبوم جدید آقای محسن چاوشی (بنام : من خود آن سیزدهم) ؛ ارتباط احساسی دارم و خیلی خوشحالم که او سراغ این شعرهای درجه یک رفته ... به خودش و همکارانش بخاطر جسارت و نوگرایی و زحماتشان تبریک می گویم . تنظیم های خوب ؛ ملودی های معقول و فضای امیدوارکننده ی این آلبوم خیلی خوشحالم کرد ؛ خانمها و آقایان معترض که مرتب می گویند صدای چاوشی صدای چاوشی... دقت کنند که صدای محسن چاوشی را باید از منظر بدعت در نحوه ی بیان مطالب و احساسات گوش کرد ! شما در صدای او اگر دنبال وسعت و تحریر و ادوات و ... اینگونه معیارها هستید در اشتباهید این را عرض کردم چون خیلی از کسانی که نمی توانند با این صدا ارتباط برقرار کنند مرتب به من می گویند که چرا از خواندن او دفاع می کنم؟!دوستان !  موسیقی در کل ؛ یک وسیله است برای خوش حال تر شدن و بهتر شدن و در یک کلام : خدایی تر شدن ما ... اگر صدایی و موزیکی از خوبی ها دورمان می کند گوش ندهیم ! قضاوتش و صلاحیتش (به شرط انصاف) فقط با خودمان است ! سالها پیش یک روز رفته بودم به حرم حضرت معصومه "س" یک نفر دست مرا گرفته بود و ول نمی کرد که آقا این دلقک که شما خوانده اید حرام است و شما چرا خواندید؟ گفتم اگر شما با شنیدن این ترانه از خدا دور شده و بد حال می شوید خواهش می کنم گوش نکنید من وقتی این را خواندم هدفی داشتم و خیلی هم از مردم فیدبک مثبت گرفتم ولی توقع ندارم صد در صد جواب بدهد! یک نمونه اش هم خود شما هستید . من اصلا بحثی در این مورد ندارم ولی قبول هم ندارم شما بجای دیگران قضاوت کنید و به اصطلاح ؛ فتوای کلی برای همه بدهید... بهرحال اینها سلیقه است ؛ چاوشی یک طعم خاصی است که ممکن است همه بصورت فراگیرخوششان نیاید ولی یک عده هم خیلی دوست دارند مهم این است که در آثارش حرفهای خوبی بزند که دارد میزند پس باید حمایت شود تا بیشتر با او ارتباط برقرار کنند. مجددا ظهور و پیشرفت استعدادهایی مثل او و محسن یگانه و رضا صادقی و ... را در موسیقی پاپ داخل کشور به همگان تبریک میگویم و امیدوارم این دوستان هر روز خودشان را در عرصه های فنی و خصوصا فرهنگی بیشتر تقویت کنند و بدانند اقبال مردم فقط اقبال نیست بلکه مسئولیتی است بزرگ که آنها چه بخواهند و چه نخواهند بر دوششان نهاده شده است.»
منبع: 
اختصاصی موسیقی ما





نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






موسیقی ما – بهمن بابازاده: مازیار فلاحی در شبی که برای کمک به درمان یک بیمار کبدی با دوستدارانش در سالن اریکه ایرانیان دور هم جمع شده بودند، در یک شب معنوی اجرای قوی و پر انرژی‌اش را روی صحنه برد.

این خواننده دقایقی قبل از به روی سن رفتن و در بک استیج سالن در گفتگو با خبرنگار «موسیقی ما» درباره انگیزه‌هایش از این برنامه و داستان این ماجرا گفت: «ما بعضی روز‌ها با دوستان ودور و بری‌ها فوتبال بازی می‌کردیم و دوستان خوبی هم داریم. همیشه با هم‌ایم و در یکی از همین برنامه‌ها فهمیدم که یکی از عاضای ثابت برنامه‌هایمان به نام محمد که ما او را با نام «ممد بلک!» صدا می‌کردیم دیگر نمی‌آید. پرس و جو که کردم متوجه شدم او دچار بیماری شده و دیگر توانایی ورزش ندارد. بعد متوجه شدم که ظاهرا مشکل کبدی دارد و باید زود‌تر عمل شود. هزینه دارو‌ها و درمان او بسیار بالاست و خانواده‌اش هم توانایی این بار مالی را ندارند. بعد‌‌ همان لحظه تصمیم گرفتم که یک اجرای خیریه را روی صحنه ببرم تا به یک دوست و یک همنوع کمک کنم. دوستان تهیه کننده هم خیلی زود قبول کردن و جالب است بدانید همه امکانات این اجرا را به صورت رایگان برای من آماده کردند. همه هزینه‌های این برنامه به صورت کامل به این هم نوع تعلق خواهد گرفت تا باز هم شور زندگی را به او و خانواده‌اش بازگردانیم.»

فلاحی در ادامه گفت: «امروز می‌خواهم قطعه‌ای که شب گذشته ساخته‌ام را با یک گیتار سفید اجرا کنم و بعد این گیتار را برای کمک به محمد به مزایده بگذارم تتا به بالا‌ترین قیمت به خیرین حاضر در جمع بدهم تا از این راه بتوانم بیشتر و بهتر کمک کنم. این قطعه‌ای که می‌خوانم را قرار است کامل کنم و با خریدار این گیتار به صورت دوصدائه ضبط کنم و منتشر کنم. همه این کار‌ها برای دادن انگیزه به مردم نوع دوستمان است که در این حرکت شرکت نمایند. بالاخره بعضی وقت‌ها سوای اجرای برنامه و هنر و این ماجرا‌ها، باید به دور و برمان هم نگاهی بیندازیم و به همنوعانمان کمک کنیم. این‌ها باعث می‌شود که کار و کسب ما با برکت باشد. چه لذتی بهتر و بیشتر از بازگرداندن یک همنوع به زندگی و لبخند رضایت یک خانواده؟».

فلاحی دفتر ش را باز کرد و بخش‌هایی ااز این ترانه را نشانمان داد. در بخشی از این ترانه آمده بود: «خوندن از عشق زیر بارون/ از خزر تا دل کارون/ لحظه‌های بیقراری/ واسه تقسیم دلامون...».

کنسرت این خواننده در فضایی جالب و حسی با اجرای قطعات پرطرفدار برگزار شد و حاضرین در سالن هم هرکدام بنا به وسعشان در این حرکت جال و زیبا شرکت کردند تا در این امر خیر و معنوی سهمی داشته باشند. گفتنی ست قیمت‌هایی که خیرین برای خریدن گیار سفید کازیار ارائه می‌دادند، در پاکت‌های سفید به «خشایار فلاحی» تحویل داده می‌شد تا از بین آن‌ها بیشترین انتخاب و گیتار تحویل داده شود.

منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما




نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :























اولین کنسرت «مجید خراط‌ها» در میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار شد
دست «جیمی جامپ» به خراط‌ها نرسید!

موسیقی ما – بهمن بابازاده: مجید خراط‌ها نخستین کنسرت رسمی خود را در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی روی صحنه برد تا دوستدارانش بتوانند اجرای زنده این هنرمند را نیز برای اولین بار شاهد باشند.

خراط‌ها که دوستداران فراوانی دارد و از همخوانی‌ها شدید ترانه‌هایش مشخص بود که آثار او در بین اهالی موسیقی طرفداران زیادی دارد، با قطعه «دیگه می‌رم» روی صحنه امد و بدون اینکه در بین قطعاتش صحبت‌ای انجام دهد، به اجرای برنامه‌اش پرداخت.

استقبال دوستداران این خواننده از او به قدری بالا بود که در برخی مواقع صدای خواننده به سختی شنیده می‌شد و همین باعث شد او روی صحنه با لبخند رضایت بخشی برنامه‌اش را ادامه دهد.

خراط‌ها در بخشی از برنامه‌اش پشت پیانو نشست و قطعاتی را هم با نوای پیانو اجرا کرد. قطعاتی عمدتا عمدتا عاشقانه که این بخش از برنامه نسبت به سایر بخش‌ها طرفداران بیشتری هم داشت.

اتفاق جالب این برنامه هم این بود که در اوایل اجرا پسر نوجوانی با رد شدن از ردیف صندلی‌ها و پریدن روی سن سعی داشت خواننده مورد علاقه‌اش را در آغوش بگیرد که ماموران حراست سالن با اقدامی به موقع توانستند این پسر نوجوان را متوقف نمایند تا «جیمی جامپ» ایرانی، موفق نشود به خواسته‌اش برسد.

در ادامه گفتگوی خبرنگار «موسیقی ما» با این پسر نوجوان را می‌خوایند:

  • * سن شما چقدر است؟

۱۶ سال دارم.

  • * چرا سعی داشتی روی سن بروی؟

اول برنامه خیلی سعی کردم بتوانم با آقای خراط‌ها عکس بگیرم ولی نتوانستم و اجازه‌اش را مسئولین سالن به من ندادند. بخاطر همین تصمیم گرفتم خودم اقدام کنم.

  • * به این فکر نکردی دستگیر شوی؟

من با ترانه‌های مجید خراط‌ها زندگی کرده‌ام و باور نمی‌کنید چه خاطراتی داشته‌ام. با ترانه‌هایش زندگی کرده‌ام و عاشق شده‌ام و خلاصه آرزو دارم از نزدیک ایشان را ببینم!

  • * اما قبول داری این کار تو به نوعی بی‌احترامی به حقوق دیگران است؟

جو گیر شدم ولی هنوز هم هر جا ایشان را ببینم به هر قیمتی سراغشان می‌روم و با او عکس می‌گیرم.

 (این نوجوان با وساطت عده‌ای از مسئولین سالن بعد از دقایقی به سالن بازگردانده شد تا بتواند برنامه را ببیند.)
گفتنی ست این کنسرت به همت موسسه فرهنگی هنری «سلفا» به مدیریت «مجید طوسی» برگزار شد.





نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مصطفی امامی: هربار که رو به روی محسن چاوشی می نشینم تا با او به بهانه های مختلف صحبت کنم، جلو جلو دلم برای گفت و گو با او تنگ می شود. او آنقدر گرم و جذاب صحبت می کند که گذشت زمان را فراموش می کنی. گاهی در میان حرف ها، نکته هایی را برادرانه در مورد کار به تو گوشزد می کند که تو از این همه دقت او حیران می مانی! شاید همه شما می دانید که لقب محسن چاوشی در بازار موسیقی ایران، آقای خاص است. این عنوان شاید بهترین لقبی است که می توان به آقای چاوشی نسبت داد. محسن اگرچه یکی از بهترین های موسیقی بعد از انقلاب ایران به حساب می آید، اما بر خلاف خیلی ها هیچ رابطه ای با غرور ندارد و مثل همه مردمان خوب خرمشهر، ساده است و صمیمی. او برای دوستانش، رفیق است و سنگ صبور، برای مخاطبینش در تولید و انتشار کارهای با کیفیت و خوب حریص است و در مقابل دشمنانش هم سیاستِ مدارا و دوری و دوستی را پیش گرفته است. در وصف خاص بودن محسن چاوشی همین بس که او در تمام این سال ها از پول زیادی که می توانست از راه برگزاری کنسرت کسب کند، تا امروز چشم پوشی کرده است و دلیلش را هم احترام به مخاطب عنوان می کند. او معتقد است زمانی باید روی صحنه قرار بگیرد که حداقل ها را برای ساختن شبی به یادماندنی برای مخاطبانش در اختیار داشته باشد. این مصاحبه یکی از مفصل ترین گفت و گوهای آقای کم حرف موسیقی ایران است که اتفاقاً مصادف شده است با انتشار جدیدترین آلبوم او یعنی «من خود آن سیزدهم»! آلبومی که با وقفه ای تقریباً پنج ساله وارد بازار شد و بدون شک نقطه عطف آثار محسن چاوشی تا امروز هم به حساب می آید.
 
  • خیلی ها معتقدند کارهایی که تو در موسیقی به اصطلاح زیر زمینی انجام دادی نسبت به کارهای مجازت حال و هوای بهتری دارند، این موضوع را قبول داری؟
اول باید این را بگویم که من هیچ وقت به صورت زیرزمینی کار نکرده ام، چرا که همیشه دوست داشتم کارهایم به صورت مجاز منتشر و پخش شود اما چه کنم که از بد روزگار برخی ساخته هایم لو رفته است و این لو رفتن به معنای آن نیست که این کارها نمی توانسته مجاز پخش شود. همه کارهای من مجاز هستند و هیچ مشکلی برای اخذ مجوز ندارند. من دوست دارم مخاطبنم کارهایم را با کیفیتی که شایسته آن هاست گوش کنند، چرا که معمولاً کارهایی که اینگونه پخش می شوند، اغلب از کیفیت خوبی برخوردار نیستند.
حالا به اصل سوال تو برگردیم، کارهایی که از من اینگونه (تو اسمش را میگذاری زیرزمینی) پخش شدند طرفداران بی شماری دارند ولی با اطمینان می گویم که همان مخاطبان امروز هم پرچم سفید را گوش می کنند و منتظر آلبوم «من خود آن سیزدهم» هستند.  بالاخره من هم روز به روز تغییر می کنم و قرار نیست مدام خود را تکرار کنم. من نیز مثل خیلی از آدم های دیگر، محسن ِ 9 سال پیش نیستم و سعی کردم همیشه به سمت و سوی بهتر شدن تغییر داشته باشم.  حالا این مخاطبان هستند که باید نظر بدهند، اما اگر از خودم بپرسی می گویم راه را درست انتخاب کرده ام...
 
  • از «پرچم سفید» و تک آهنگ هایی که به مناسبت های مختلف بعد از این آلبوم منتشر کردی؛ اینطور به نظر می رسد در نوع موسیقی ات داری تغییر ایجاد می كنی، در این مورد برایمان بگو.مگر سبكی كه پیش از این طی می كردی جواب نداده بود؟
من همیشه در حال تغییر هستم، مگر این تغییر را در «حریص» احساس نکرده بودی؟! قرار نیست خودم، خودم را تکرار کنم. همین الان که در کنار تو نشسته ام خوب می دانم که قرار است در آینده در چه مسیری حرکت کنم. من برای خودم برنامه ریزی دارم، هیچ چیز در این دنیا بدون هدف و ایدئولوژی معنی ندارد. سبک هایی که تا پیش از این کار کرده ام را هم دوست دارم ولی این را مطمئن باش که دیگر بازگشتی به سبک های گذشته نخواهم داشت چرا که قبلاً یک بار آن را تجربه کرده ام. به نظرم اوج این تغییر در « من خود آن سیزده ام» نمود پیدا کرده است. در این آلبوم شما می توانید تراک به تراک تغییر را احساس کنید. ضمن این که مطمئن هستم با انتشار « من خود آن سیزده ام» بازخوردهای متفاوتی نسبت به کارهای قبلی شاهد خواهید بود.
 
  • این تغییر سبك را می توان یک نوع احساس مسولیت نسبت به مخاطبینت تلقی كرد؟
حتماً همینطور است. دوباره تکرار شدن راحت ترین کاری است که تو می توانی انجام دهی اما مردم دوست دارند هنرمند مورد علاقه اشان هر روز حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد و داستان جدیدی برای آن ها روایت کند. این حسی است که نه تنها در من، بلکه در همه گروه من وجود دارد.
 
  • استارت این تغییر ذائقه را از «پرچم سفید» زدی، آن جا جواب خوبی گرفتی كه ادامه ش دادی؟
نه این شروع پیش از این ها که تو می گویی اتفاق افتاده بود. شاید از همان روز اول که کار حرفه ای خود را آغاز کردم. البته باید بگویم که با گذشت زمان متوجه شدم راه درستی را پیش گرفته ام.
 
  • تغییر سبكی كه دنبال می كنی به خاطر جذب مخاطب بیشتر است یا دلیل دیگری دارد؟
می توانی رسانه ای اسم ببری که دنبال مخاطب بیشتر نباشد؟! همه هنرمندان علاقه دارند که مخاطبانشان هر روز بیشتر شود اما من به هر قیمتی حاضر به این کار نیستم. حاضر نیستم با حاشیه سازی تلاش کنم چشم های بیشتری را به سمت خود خیره کنم، دوست دارم اگر این اتفاق رخ می دهد، به خاطر هنرم باشد.
 
  • سیاست خاصی برای انتشار تك آهنگ هایت داری؟
سیاست که نه ولی قطعاً هیچ چیز بدون برنامه ریزی نیست. اینطور نیست که الان تصمیم بگیرم و سر خود یک تک آهنگ منتشر کنم. همانطور که در جواب سوال قبلی هم گفتم، هر هنرمند یک رسانه است و رسانه با توجه به اتفاقات پیرامون کشور و مردم اش فعالیت می کند. من هم توجه می کنم که در چه برهه ای از زمان قرار داردم و بعد کارم را انجام می دهم. هیچ چیز اتفاقی نیست.
 
  • به نظر می رسد به مناسبت های مختلف تك آهنگ می دهی مثل تولدت و زلزله، می خواهی این روند را ادامه دهی؟
در مورد روز تولد که دلیل انتشار موجه است، دوست دارم رو تولدم، دوستان و مخاطبانم را خوشحال کنم تا آن ها نیز در شادی من سهیم باشند. اما در مورد زلزله باید بگویم که هنرمند باید همگام و همراه جامعه خود باشد. وقتی هر کس به نوبه خود با مردم زلزله زده همدردی می کند، من هنرمند هم وظیفه دارم همراه با گروهم به صورت تمام قد در کنار این عزیزان باشم. این وظیفه هر هنرمندی است که نشان دهدهیچ برهه ای از زمان از جامعه و هموطنانش جدا نیست و در غم و شادی آن ها شریک است. خیلی خوشحالم که بسیاری از هنرمندان در آن روزهای سخت، کنار مردم آسیب دیده آذربایجان بودند و نشان دادند که انسانیت همچنان حرف اول را می زند. مطمئن باشید که در لحظات سخت کنار مردم خواهم بود و تا روزی که در توانم باشد این کار را انجام خواهم داد.
 
  • این كه در آهنگ ماهی سیاه كوچولو در کنار دوستان آهنگی را اجرا کردی، یك اتفاق جدید بود، اتفاقی كه سال ها پیش با فرزین و یگانه انجام داده بودی، چی شد كه تصمیم به چنین کاری گرفتی؟
اولاً که اتفاق جدیدی نبود، دوم اینکه با رخ دادن حادثه دلخرانش زلزله آذربایجان، من و دوستانم تصمیم گرفتیم با همدلی یکدیگر،  به همه هموطنان عزیزمان ادای دین کنیم. اتفاقاً همین در کنار هم قرار گرفتن چند هنرمند در یک اثر است که همه چیز را زیبا می کند. این در کنار هم بودن نقطه اشتراک همه ماست. نقطه اشتراکی که اصل آن همدردی با مردمی است که عزیزان خود را از دست داده اند. امیدوارم خیلی زود مردم عزیز آن مناطق زلزله زده بتوانند سرپناه امنی برای خود داشته باشند.
 
  • در مورد انتشار «مترو» و « ماهی سیاه كوچولو» برایمان بگو، ایده این آهنگ ها از كجا آمد؟
هر اثر هنری پس از انتشار خود به یک دلیل بر تک تک انسان ها که اتفاقاً خیلی هم شخصی است، تاثیر می گذارد. به همین خاطر من دوست ندارم به این شکل در خصوص کارهایم توضیح دهم. در خصوص « ماهی سیاه کوچولو » که در سوال قبلی به صورت مفصل توضیح دادم. در خصوص «مترو» هم باید بگویم که تلاش کردم حرف دل مردم یا بهتر بگویم، بغض آن ها را فریاد بزنم.
 
  • چی شد كه به فكر ترانه سرایی افتادی؟ با زهم این تجربه را تکرار خواهی کرد؟
پیش از این هم تجربه چنین کاری را داشته ام البته این راهم باید بگویم که خیلی کم پیش می آید چنین کاری کنم. ترجیح می دهم که آهنگسازی کنم و بخوانم. دلیلی هم نمی بینم که بخواهم چند کار را باهم انجام دهم. اما یک وقتی هست که حس می کنم خودم بی واسطه باید با مخاطبانم حرف بزنم. البته تمام این ترانه ها را حتماً با حسین صفا می خوانیم و خیلی درباره اش حرف می زنیم. صفا در این خصوص به من مشاوره می دهد که چگونه حرف را به مردم منتقل کنم. در خصوص تکرار چنین تجربه هایی هم باید بگویم که اگر لازم باشد و حس کنم چنین اتفاقی باید صورت بگیرد، حتماً انجام خواهم داد.
 
  • اما ترانه ای كه در مترو استفاده كردی ترانه ساده ای بود، از قضاوت ها و هجمه ها نترسیدی؟
حسن این کار هم اتفاقاً همان سادگی اش بود که خودت گفتی. حس کردم برخی مواقع نیاز است خیلی ساده و بدون پیچیدگی با مخاطبانت حرف بزنی... در خصوص ترس از قضاوت هم باید بگویم که از این کلمه خوشَم نمی آید. خودم هم خیلی اهل قضاوت نیستم. زمانی قضاوت درست است که تو بدانی دقیقاً چه اتفاقی رخ داده است. اگر نگاه کنید می بینید که در هیچ کشوری همه اجازه قاضی شدن ندارند. قضاوت نیاز به علم، آگاهی و سواد دارد. اگر مقیاس ما مردم هستند که به نظرم مردم و هنر دوستان زیاد اهل قضاوت نیستند. آن ها یا از کاری خوششان می آید یا نمی توانند با آن ارتباط بر قرار کنند. پس آن ها قضاوت نمی کنند. اتفاقاً آن هایی که در موسیقی کشور در حال قضاوت های گاه و بی گاه هستند، مخاطب برایشان اهمیت چندانی ندارد.  اهالی رسانه هم اتفاقاً قضاوت نمی کنند، آن ها هم تنها یک اثر هنری را نقد می کنند ولی در نهایت حکم صادر نمی کنند. می خواهم بگویم ملاک واقعی از نظر من مردم و منتقدان منصف هستند.

اما در مورد هجمه هم باید بگویم اتفاقاً من زمانی نگران می شوم که هجمه ای اتفاق نیافتد. تا وقتی این هجمه ها هستند می دانم که در مسیر درستی حرکت می کنم. همیشه آدم های پیشرو هستند که مورد هجمه قرار می گیرند. من زیاد در این مورد نگران نیستم، توصیه می کنم تو هم نگران نباشی! (خنده)
 
  • به نظر می رسد خیلی ها تو را در حال و هوای سنتوری دوست دارند و اكثراً تو را آنجا شخصیت كاملی می دانند، چرا از آن فضا فاصله گرفتی؟
بستگی دارد منظور تو از خیلی ها چه کسانی باشد. قبلاً هم گفتم که علاقه ای به تکرار شدن ندارم. از اینکه مردم سنتوری را هنوز پس از گذشت این همه مدت دوست دارند، خوشحالم اما من به عنوان یک هنرمند وظیفه دیگری دارم و آن وظیفه، رونمایی از مشکلات و حوادثی است که شاید خیلی های دیگر به راحتی از کنار آن می گذرند.

آدم باید بداند حرفی را که عنوان می کند، کجا و در چه بازه زمانی بیان می کند. این روزها با ایامی که «سنتوری» منتشر شد، خیلی متفاوت است. اصلاً و به هیچ وجه نمی خواهم ذره ای از اهمیت سنتوری کم کنم، بلکه می خواهم بگویم من اتفاقاً دارم همان راه را ادامه می دهم ولی تلاش دارم از تکنولوژی و ابزار روز کمال استفاده را داشته باشم. گمان می کنم به زودی هنرمندان ایران باید وارد عرصه های بین المللی شوند و با حریفان جدی تری روبه رو شوند که اتفاقاً دارند از همین تکنولوژی کمال استفاده را می برند.
 
  • و باز عده ای معتقدند آهنگ هایی مثل « بازار خرمشهر» در حد محسن چاوشی نیست....
نمی دانم چرا برخی اینگونه فکر می کنند. اتفاقاً «بازار خرمشهر» طرفداران زیادی در مناطق جنوبی کشور دارد. شاید دلیل این حرف ها این باشد که برخی نتوانسته اند ارتباط درستی با این آهنگ برقرار کنند که این موضوع یک اتفاق طبیعی است. به هرحال ترانه این تراک خیلی بومی شده و کلماتی در آن به کار برده شده است که مردم آن منطقه بیشتر با آن ارتباط برقرار می کنند و متوجه آن می شوند. البته برخی دیگر هم هستند که بر خلاف عده ای که تو عنوان کردی، از روایت درستی که در این آهنگ وجود دارد استقبال می کنند و مورد تحسین قرارش می دهند. در نهایت باید بگویم که نکته با ازش برای من این است که همشهریانم خیلی با کار ارتباط خوبی برقرار کردند و خوشحالم که توانستم دل آن ها را شاد کنم. البته مردمی که تا این حد از خود مقاومت نشان دادند، لیاقت بیشتر از این ها را دارند. اما به طور کل هر اثر هنری مخالفان و موافقان خود را دارد و من هم منکر این مساله نیستم.
 
  • از ابتدا هم به موسیقی الكترونیك علاقه داشتی یا این علاقه در ادامه به وجود آمد؟

باور کن اگر حق انتخاب با خودم بود و شرایط همانطور که انتظارش را داشتم پیش می رفت، خیلی کارها را زودتر انجام می دادم. علاقه به موسیقی الکترونیک از روز اول در من وجود داشت اما شرایط و امکانات آن، طوری که می خواستم برایم فراهم نشده بود.
 
  • چه چیز موسیقی الكترونیك برایت جذابیت دارد؟

بالاخره هر ژانری از موسیقی یک سری جذابیت های خاص خود را دارد. من باید برای خودم یک سبک را انتخاب می کردم، پس بهتر دیدم با توجه به پیشرفت تکنولوژی و تنوعی که در موسیقی الکترونیک وجود دارد، آن را پیش ببرم. البته اگر دقت کرده باشی می بینی که همیشه نیم نگاهی به سبک های دیگر هم داشته ام. حتی موسیقی اصیل خودمان که نقطه تلاقی اش با موسیقی الکترونیک در « من خود آن سیزده ام» تجلی پیدا کرده است.
 
  • در موسیقی الكترونیك بازهم همان حرف های گذشته ات را خواهی زد؟

بازهم تکرار می کنم که حرف های گذشته، متعلق به گذشته است. من همیشه دوست دارم حرف جدیدی برای گفتن داشته باشم.
 
  • شنیده ام استودیوی جدیدی تاسیس كردی، انگیزه مالی داشتی یا هدف دیگری در ذهنت بود؟
این استودیو برای من نمی تواند از نظر مالی انگیزه چندانی محسوب شود چون اگر بخواهم به فکر انگیزه های مالی باشم، کارهای بهتری برای رسیدن به انگیزه های مالی وجود دارد که به سراغشان بروم. بیشتر دوست داشتم جایی را برای خودم داشته باشم تا در زمان های مناسب بتوانم کار خودم را انجام دهم.  این استودیو همچنین می تواند مکانی باشد برای همه آن هایی که می خواهند در این عرصه فعالیت کنند. جوان هایی که تازه اول راه هستند و از استعدادهای خوبی هم برخودارند.
 
  • قصه رفتن تو به تلویزیون هم انگار خیلی دنباله دار شده است، چرا در برنامه های تلویزیونی شركت نمی كنی؟
اصولاً در این مورد ایدئولوژی خاص خود را دارم که به مرور زمان متوجه آن خواهی شد.
 
  • مگر تلویزیون باعث دیده شدن نمی شود و هنرمندان هم میل به دیده شدن ندارند؟
فکر می کنی تا به حال من دیده نشده ام؟! آنجایی که باید دیده می شدم، دیده شدم. مهم مردم و مخاطبان من هستند که همه مرا دیده اند. همین که مردم کارهای مرا گوش می کنند، برایم حکم دیده شدن دارد. من همه حرف هایم را در کارهایم با مخاطبینم در میان می گذارم و گمان می کنم بیش از این هر چه گفته شود، گزاف و اضافی است.
 
  • «من خود آن سیزده ام» قرار بود با نام «سیزده» منتشر شود، چرا اسمش عوض شد؟
در حال حاضر اسم آلبوم زیاد مهم نیست. مهم این است که آلبوم درست و خوب شنیده شود. اسم بیشتر سلیقه ای است  این که پس از گذشت چند سال بالاخره اسم عوض شد، مساله چندان جدی و مهمی نیست.
 
  • در یكی از مصاحبه هایت خواندم كه گفته بودی قرار بود این آلبوم اولین آلبوم مجازم باشد، چرا این همه طول كشید؟
ببین من به عنوان آهنگساز و خواننده وظیفه مشخصی برعهده دارم و همیشه تلاش کرده ام کارم را به بهترین شکل ممکن انجام دهم. چرا که گمان می کنم مخاطب، بر گردن من حق دارد. همین که مخاطبان به من اطمینان می کنند، بزرگترین دینی است که بر گردن من وجود دارد و این موضوع وظیفه ام را به مراتب سخت تر می کند. حالا چرا این آلبوم با این همه تاخیر منتشر می شود سوالی بزرگی است که برای خودم هم وجود دارد. باور کن در این میان هیچ کس به اندازه من متضرر نمی شود. من با امکانات و سلیقه چند سال پیش، این آلبوم را ساختم و زمانی که انتشار آن قعطی شد، دوباره تلاش کردم که خیلی چیزها را تغییر دهم. در حقیقت می توان گفت من دوباره این کارها را ساختم و این باعث شد که برای بار دوم انرژی بیشتری صرف این کار کنم.
 
  • فكر می كنی مخاطبت كه با اشعار صفا و ارجینی ارتباط خوبی برقرار می كند، تو را با اشعار كلاسیك می پذیرد؟
بالاخره این هم تجربه جدیدی است که به نظرم هر خواننده ای باید حداقل یک بار به سراغ آن برود. کار روی اشعار کلاسیک که قرن ها پیش سروده شده، کار بسیار دشواری است. حال و هوای اشعار آن زمان با شعرهای معاصر تفاوت بسیاری دارد. من همواره تلاش می کردم در آهنگسازی فضا را طوری جلو ببرم که شنونده به راحتی در جریان همه چیز قرار بگیرد. معتقدم شعر و ترانه اهمیت بسیاری در تاثیر گذاری یک اثر هنری دارد. ما ادبیات بسیار غنی و پرباری داریم و به شخصه گمان می کنم تا به حال آنچنان که باید و شاید، به آن پرداخته نشده است. امیدوارم این آلبوم بهانه ای شود برای قدم گذاشتن به این راه پرخطر و البته دوست داشتنی...
 
  • «من خود آن سیزده ام» یك كار سفارشی است؟
سفارشی هست اما فرمایشی نیست.
 
  • این روزها بازار موسیقی با كسادی روبه رو است اما همیشه از محسن چاوشی به عنوان محرك بازار نام برده می شود، فكر می كنی آلبوم جدیدت می تواند بازار را متحول كند؟
جمله ابتدایی سوالت خیلی دردناک بود. جای تاسف دارد که در حال حاضر شاهد چنین اتفاقی هستیم. به نظرم تحت هر شرایطی، آلبوم های موسیقی نباید از برنامه زندگی مردم حذف شود. این مهم زمانی اهمیتش دوچندان می شود که می بینیم دنیای مجازی و شبکه های مختلف مدام در حال رشد هستند. با پیشرفت تکنولوژی بدون شک همه چیز دستخوش تغییر می شود و من معتقدم مدیران فرهنگی کشور باید برای این معضل چاره ای بیاندیشند. این روزها تعداد آثار مسموم شنیداری، رو به افزایش است. از طرف دیگر به نظرم در خصوص صدور مجوزها باید کمی سیاست ها را تغییر داد تا جوانان این کشور بتوانند هرچه بهتر و راحت تر آثارشان را منتشر کنند. آیا جوان تازه کاری که برای نشر استعدادش یک سال تلاش کرده این ظرفیت را دارد که چند سال منتظر اخذ مجوز باشد؟ به نظرم باید با این قشر از جامعه کمی مهربان تر بود.
 
  • در نهایت فکر می کنی «من خود آن سیزده ام» بازار را به قول معروف تکان می دهد؟
با تمام حرف ها و حاشیه هایی که برای این آلبوم به وجود آمد که البته گمان می کنم خیلی از آن ها می توانست مدیریت شود،  فکر می کنم اتفاق خوبی برای این آلبوم در حال رخ دادن است. امیدوارم با فروش خوب این اثر، کارهای جوانان نیز شنیده شود، شاید از این راه برای آن ها انگیزه ای باشم تا بتوانند با انرژی بیشتری مسیر خود را ادامه دهند.
 
  • « من خود آن سیزده ام » آلبومی است که در لحظه مخاطب را درگیر می کند یا در طول زمان روی مخاطب تاثیر می گذارد؟
در این شکی ندارم که این کار در طول زمان همچنان قابلیت شنیده شدن دارد. دلیلش هم شعرهای اسطوره های شعر ایران زمین است که به گمانم هیچ وقت از حافظه این ملت بیرون نمی رود. از طرفی با توجه به فید بک هایی که تا الان گرفته ام، فکر می کنم « من خود آن سیزدهم» در لحظه نیز می تواند مخاطبین پروپا قرصی برای خود دست و پا کند. در هر صورت هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.
 
  • چه خبر از كنسرت؟
در حال برنامه ریزی هستیم.
  • مگر اجرای زنده باعث خوب شدن حال خواننده نمی شود، چرا كنسرت نمی گذاری؟
برای اجرای زنده باید همه چیز فراهم باشد. تا زمانی که حداقل ایده آل های من برای برگزاری کنسرت فراهم نشود، چنین کاری نخواهم کرد. دوست دارم علاقمندان و مخاطبانم در بهترین شرایط ممکن در سالن حضور پیدا کنند. حاضر نیستم حق طبیعی مردم برای حضور در یک کنسرت خوب و ایده آل را قربانی حال خوب خودم کنم. این خیلی خود خواهی است که بخواهم علاقمندانی که این همه منتظر من  بودند را به سالنی بکشانم که هیچ چیزش مهیای یک شب رویایی نیست.
منبع: 
ماهنامه رویش





نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

موسیقی ما - رضا مهدوی×: محسن چاووشی، اولین موسیقیدانی نیست که حریم بلند قلعه­‌ی سنگی «شعر کلاسیک فارسی» را برای ورود اسب سپید موسیقی جوان امروز، گشوده است. قلعه‌ای به وسعت تاریخی­ای حافظ و مولانا، شهریار تبریزی و حتّی ژولیده نیشابوری. اما با جرأتی قریب به یقین، می‌توان ادعا کرد که تا این زمان، از موفق‌ترین تکسواران این راه بوده است. کاری که او کرده و در این آلبوم می‌شنویم، نه شبیه تجربه‌های نخستین پیشگامان این عرصه (نظیر فرامرز اصلانی و کوروش یغمایی) است و نه به تجربیات چهره‌های بااستعداد بعد از انقلاب (نظیر محسن نامجو و آرش می‌تویی و شادمهر عقیلی) شباهتی دارد. حتی ظاهر تکنیکیِ کار او، ساده است، ولی جان ـ مایۀ کار او، که بخش مهم آن را باید در لحن و بیانِ «خودِ» چاووشی جستجو کرد، از آثار زیبای هنرمندان نسلهای گذشته و امروز، گرم‌تر و مردمی‌تر است. در «تألیف» اختصاصی این نخل بلند بالا، اکثر عناصر تجربه شدۀ موسیقی‌های با کلام، در چهل سال گذشته، به شکلی غریب و در عین حال آشنا، کنار همدیگر چیده شده‌اند: ریتم‌های پاپ و راک، افکت‌ها، سونوریته‌ها (ی شرقی و غربی)، ملودی (های ایرانی و فرنگی)، حسّ و حال اجراهای صحنه‌ای، تمیزـ کاریهای استودیویی و رایانه‌ای، لحن‌های انتخابی از موسیقی‌های مختلف، غزل ­خوانی عامیانۀ فارسی و نوحه­­‌ها، همه از بوته­ی ذهن پویا و تجربه دیدۀ چاووشی عبور کرده و در کوره‌­ی سوزان حنجرۀ او، آلیاژی اختصاصی و تقلید ناپذیر را ساخته‌اند. با این همه عناصر که‌گاه ناب و بی‌تغییرند و‌گاه تغییر یافته و ابداعی هستند، حاصل کار او، ظاهری ساده و فروتن دارد. و شاید همین باشد که در قلب این همه مردم، در این همه سلیقه‌های گوناگون و‌ گاه متضاد با هم، نفوذ می‌کند و با میل از آن استقبال می‌شود.
 



ادامه مطلب


نوع مطلب : اخبار موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2