تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ A *** TRUE *** LOVE *** Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ - مطالب شعر های عاشقانه
درباره وبلاگ

با سلام و عرض خوش امد گویی به همه عاشقان .من امیر حسین هستم واین وبلاگ رو به عشق فرشته ای که همه ی زندگی و دنیای من هست طراحی کردم و با تمام وجود بهش تقدیم میکنم.از خدا میخوام که تا اخر عمر من امیر اون باشم اون ســـدان مـــن.دوستان اگر دلت اومد نظر هم بدید ضرر نداره.امیدوارم میزبان خوبی برای شما عزیزان باشم.
کلام اخر:خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم
مدیر وبلاگ : امیر
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ A *** TRUE *** LOVE *** Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        





دل من خیلی گرفته،مثل آسمون ابری



 دل من عاشق و پاکه،مثل عشق پاک لیلی


  دل من اسیر عشقه،مثل یوسف توی زندان


  دل من دیوونه ی توس،مثل یه لیلی عاشق


  دل من فقط می باره،مثل ابره پاره پاره

  

دل من تنهای تنهاس،مثل یعقوب توی کنعان





نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        



در دلم آرزوی آمدنت می میرد

 

                  و میان من و تو فاصله جا میگیرد

               

  من در این دشت جنون تنهایم

 

                   من از این فاصله ها بیزارم


تقدیم به تو غزالم من از فاصله ها بیزارم





نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        



در كلبه ی قلبم كه پنجره هایش به باغ گلهای


همیشه بهار باز می شد؟


در جست وجو گر كسی بودم كه بیاید


و مرا از این تنهایی مرگ بار نجات

 دهد

از این تنهایی كه جز من


و شیطان كسی دیگر نبود؟


منتطر كسی بودم كه بیاید و مرا


از این انتظار خسته كننده رهایی دهد؟

 

آری او آمد و مرا از


این تنهایی و انتظار نجات داد؟


آری محبوبم


،
عشقم، كسی كه لحظه لحظه هایم



 را با او سپری می كنم و

 

خواهم كرد؟

 

كسی كه همیشه در كنار او هستم


و هیچ وقت مرا منتظر نمی گذارد؟

 

پس با تمام وجود می گویم


تا آسمان دلتنگی

 

غزالم دوستت دارم





نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        




در كلبه ی قلبم كه پنجره هایش به باغ گلهای


همیشه بهار باز


می شد؟


در جست وجو گر كسی بودم


كه بیاید و مرا از این


تنهایی مرگ بار نجات

 دهد

از این تنهایی كه جز من و


شیطان كسی دیگر نبود؟


منتطر كسی بودم كه بیاید و مرا از



این انتظار خسته كننده رهایی دهد؟

 


آری او آمد و مرا از این تنهایی



و انتظار نجات داد؟


آری محبوبم


 عشقم، كسی كه لحظه لحظه هایم



را با او سپری می كنم و

 


خواهم كرد؟

 

كسی كه همیشه در كنار او هستم و


هیچ وقت مرا منتظر نمی گذارد؟

 


پس با تمام وجود می گویم


تا آسمان دلتنگی



دوستت دارم

 




غزالم عاشقتم




نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


 من یاد گرفته ام  دوست داشتن دلیل نمی خواهد ...

 

ولی نمی دانم چرا ...

 

خیلی ها...و حتی خیلی های دیگر ...

  

می گویند: این روز ها ...

 

دوست داشتن دلیل می خواهد ...  

 

و پشت یک سلام و لبخندی ساده ...

 

دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده


 

 دنبال گودالی از تعفن می گردند...

 

 

اما من " سلام " می گویم ...

 

و "   لبخند " می زنم ...

 

و قسم می خورم ...

 

ومی دانم " عشق " همین است ...

 

 به همین سادگی ...

 

نرسیده  به  بعضی  خاطره ها ...

 

باید  بنویسند :

 

آهسته  به  یاد  بیاورید ...

 

خطر ِ ریزش ِ  اشک





نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        

برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.

برای
عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده.

برای
عشق گریه كن ولی به كسی نگو.

برای
عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.

برای
عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن.

برای
عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر.

برای
عشق وصال كن ولی فرار نكن.

برای
عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن.

برای
عشق بمیر ولی كسی رو نكش.

برای
عشق خودت باش ولی خوب باش.

 

***

عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی . عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه: همیشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داری؟ فقط میگه: دوستت دارم


غزال منم میگم دوستت دارم






نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


سرشار از حس با تو بودنم 

   سرشار از با تو گفتن 

   در ازدحام باران و گریه و شبنم گم گشته ام 

     

لحظه دیدار را می جویم 

در عمق خاطراتم با تو سفر می کنم 

 

می آیی تا باور کنم که هنوز هستی 

  باوری از جنس رویا 

 می شکفند تمام غنچه ها از صدای با تو بودن 

      

    می تراود چشمه از نگاهت 

  هوای با تو بودن بارانی می شود

   زمستان جدایی بهار  می شود 

    زمین تشنه کویر سیراب می شود با تو

تمام آیینه ها بی ریا میشوند 

    پرواز معنا می گیرد 

      تمام تنهاییم را نذر لحظه ای با تو بودن کرده ام  

 خواب سبزی بود با تو بودن 

  و خزان دلگیریست  نبودنت  

تو را در عمق لایه های خاطراتم پنهان کرده ام 

 می خواهم باشی 

تو که نباشی پاییز دلگیر است


همه ی وجودم سرشار ازتو غزال





نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        



چشماتو میبندی اگه دستامو بگیری،شاید از لرزش دستام ، یا از این بارون

اشکام که میریزن روی لبهام، بشنوی صدای عشقو ،التماس قلب من رو،

تو از این دل کویری

 

آخ بمیرم و نبینم توو دلت غصه ای باشه ، عشق من آخه میتونه مرحم زخم

تو باشه ، اگه خواستی توو یه لحظه غصّه هاتو پس میگیرم، من برای تو

میمیرم

 

کاش بدونی دوست دارم ، به جزء تو عشقی ندارم،کاش بدونی به یاد تو

چشامو رو هم میزارم ،کاش بدونی رویای من همیشه با تو بودنه ، کاش

بدونی که قلب من فقط واسه تو میزنه


غزالم قلبم برای تو میزنه




نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        



تو از قبیله­ی لیلی ، من از قبیله­ی مجنون


تو از سپیده و نوری و من از شقایق پرخون


تو از قبیله­ی دریا ، من از نژاد کویرم


همیشه تشنه و غمگین، همیشه بی تو اسیرم


حدیث عشق من و تو ، حدیث ابر بهاری


به من چه می رسد ای دوست از این همه غم و زاری؟؟


تو از قبیله­ی لبخند ، من از قبیله­ی اندوه


فضای فاصله صد آه ، فضای فاصله صد کوه


تو از قبیله­ی لیلی ، من از قبیله­ی مجنون





نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        








خداحافظ رفیق نارفیق من!

تو هم رفتی!


تو هم از کوی من چون دیگران بی اعتنا رفتی!

تو هم

با اولین بوران پاییزی چو انبوه درختان برگ و بر کندی

تو هم رفتی!

تو رفتی و نفهمیدی

که من دیوانه ات بودم

چه شوری در من افکندی

چه سان دلداده ات بودم!



تو رفتی و دل من مرد

رفاقت سوخت

صداقت را نخستین باد پاییزی ز پیش ما به یغما برد!


دل من بر یتیمان تو می سوزد

همه کوچه ز کوچ تو یتیم و بینوا گشته ست

تمام بیدلان اینک ز سوگت اشک می بارند

تمام بلبلان اکنون ز هجر خانمان سوزت ، سکوتی تلخ می رانند.

زمان در شیونت گویی چو قلبت منجمد ماندست

هوای دل ز بهت دوریت امشب چو احساس تو یخ بسته ست

درختان در نبود تو عجب بی تاب و لرزانند

تمام عاشقان امشب سرود گریه می خوانند!



خداحافظ رفیق نارفیق من!

تو رفتی و ندانستی

از این بیداد بیگاهت چه سان چون بید می لرزم!

چه سان برسوگ احساسم شبی صد شمع می بندم!

دلم هرگز نمی پنداشت تو هم چون دیگران باشی

تو هم چون بیوفا مردم

رفیق نیمه راه عمر من باشی!


تو رفتی و مرا بر لب نوای کاش و حسرت هاست

که ای کاش آن حبیب من محبت را به سر می برد،

که کاش آن نا رفیق من رفاقت را به سر می برد!

تو رفتی و من آخر هم نفهمیدم
چرا از عشق ترسیدیم؟!

چرا از بیم شور و مهر و شیدایی

مثال موج لرزیدیم؟!



خداحافظ رفیق نارفیق من!

خداحافظ نمی گویم تو را ای مهربان همراه!

که می خواهم تو را تا لحظه بدرود عالم یار خود دانم

که می خواهم

وجودم را فدای لحظه دیدار تو سازم

خداحافظ نمی گویم

نرو ! ای مهربان یارم

خداحافظ
.
.
نمی گویم!







نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


دوستت دارم را


من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام



این گل سرخ من است


دامنی پر كن ازین گل كه دهی هدیه به خلق،


...كه بری خانه دشمن


كه فشانی بر دوست

راز خوشبختی هر كس به پراكندن اوست



در دل مردم عالم، به خدا،


نور خواهد پاشید،


روح خواهد بخشید



تو هم، ای خوب من این نكته به تكرار بگو


این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت،


نه به یك بار و به ده بار، كه صد بار بگو


دوستم داری ؟ را از من بسیار بپرس




دوستت دارم را با من بسیار بگو


غزالم دوستت دارم....




نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


تو كه اینجا باشی , دنیا سهم من میشه همیشه

روزای افتابی من با تو كه ابری نمیشه


بی خیال از اینجا رفتی , پشت سر نگاه نكردی


تو دلت نگفتی پس اون همه خاطره چی میشه


اگه مهربون می موندی دیگه تنها نمی موندم


خودمو پیدا می كردم , توی شب جا نمی موندم


لااقل یه بر بی انصاف , یه سلامی یه كلامی


كاشكی همون لحظه ی اول نامه هاتو می سوزندم


گوش بده به حرفام امشب اگه خوابی یا كه بیدار


این جدایی تا ابد نیست , برو به امید دیدار


اگه یه روزی دل تو تنگ گریه های من شد


بعد یه عمر كنج حسرت زیر سایه ی سپیدار



غزالم تو که اینجا باشی دیگه چیزی نمیخوام تقدیم با عشق







نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        


هرکسی عاشق نشد دیوانه نیست


هرکه دیوانه نشد پروانه نیست

در پی عــــشق تو دل دیوانه شد

شمع گشتی ودلـــم پروانه شد

ازلهیب عشـــــــق تو افروختم

عــــشق را به سادگی نفروختم

ناگهان در بی کسی ها گم شدم

رفتی وافســـانه ی مردم شدم

تا به کی چشم انتظاری سوختم

بس که چشمم را به راهت دوختم

تا به کی دیدار چشمت در خیــــال

زندگــــی با آروزهای محــــال

عاشقتم غزالم تقدیم بهت




نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        



به دیدارم بیا هر شب

 

به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند 


دلم تنگ است


بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند


شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها


دلم تنگ است


بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه


در این ایوان سرپوشیده ، وین تالاب مالامال


دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهیها


و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی


بیا ای همگناه ِ من درین برزخ


بهشتم نیز و هم دوزخ
 


به دیدارم بیا ، ای هم گناه ، ای مهربان با من
 


که اینان زود می پوشند رو در خوابهای بی گناهی ها


و من می مانم و بیداد بی خوابی


در این ایوان سرپوشیده ی متروک


شب افتاده ست و در تالاب ِ من دیری ست
 


که درخوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها


بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
 


بیا ای روشنی ، اما بپوشان روی


که می ترسم ترا خورشید پندارند


و می ترسم همه از خواب برخیزند


 و می ترسم همه از خواب برخیزند


و می ترسم که چشم از خواب بردارند


نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
 


نمی خواهم بداند هیچ کس ما را
 


 و نیلوفر که سر بر می کشد از آب 


پرستوها که با پرواز و با آواز


و ماهیها که با آن رقص غوغایی


نمی خواهم بفهمانند بیدارند.


شب افتاده ست و من تنها و تاریکم


و در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
 


پرستوها و ماهیها و آن نیلوفر آبی
 


بیا ای مهربان با من !


بیا ای یاد مهتابی !




نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : امیر        



آن کشته که بردند به یغما کفنش را


تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را


خون از مژه می‌ریخت به تشییع غریبش


آن نیزه که می‌برد سر بی‌بدنش را


پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد


با خار عوض کرد گل پیرهنش را


زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد


شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را


آغوش گشاید به تسلای عزیزان


یا خاک کند یوسف دور از وطنش را


خورشید فروزان شده در تیرگی شام


تا باز به دنیا برساند سخنش را



فاضل نظری






نوع مطلب : شعر های عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 13 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...