Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ مــ ــرهـــم قــــلــــبم تـــو را خـــیـــلی دوســ ـت دارمــــــ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

نازم به ناز کسی که به نازش ننازد


كــوچـــه



 
 بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.


در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:


یادم آم كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.


تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.


آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

 
 نگسستم، نرمیدم.


رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم ...


بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

این شعر زیبا رو غزالم به من تقدیم کرده ممنونم عزیزم خیلی دوست دارم. امیر
شاعر:فریدون مشیری


 

نوشته شده در پنجشنبه 3 آذر 1390 ساعت 12:27 ق.ظ توسط امیر | |

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 06:21 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و


بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم
بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم.
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی


جز تاریکی و سیاهی ندارد!
دوستت دارم چونکه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ،


دوستت دارم چونکه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی!
تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم


و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است


از طرف من به تو!
از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس!
عزیزم تا پایان با تو می مانم چونکه تنها تو هستی که


معنای واقعی عشق را به من ابراز کردی و آموختی!
آموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن!
عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و


به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست
هر جای دنیا که هستی بدان که در این دنیای بزرگ


کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد !
هر جای دنیا که هستی بدان که من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و


در آغوش خود بفشارم!
عزیزم دنیا خیلی بزرگ است ، این دنیا پر از عاشق و معشوق است ،


پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یک سو ،


و من و تو نیز یک سوی دیگریم!
عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا


تو را عبادت میکنم!


عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ،


و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست!
تو همان دنیای منی عزیزم ، به هر زیبایی های این دنیا که


می نگرم تو را میبینم .
دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم ،


آنقدر دوستت دارم که دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست!
مستم از این عشق تو ، و پریشانم از غصه های تو و گریانم از اشکهای تو!
با تو پر از امیدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بینم
با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست ، با تو این دنیا برایم همان بهشت است!
عزیزم دوستت دارم … چون که در میان اینهمه عاشقان تو


توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را !
عزیزم دوستت دارم… چون که این قلب کوچک و پر از عشق مرا


در قلبت طلسم کرده ای و نگذاشتی هیچ کس دیگر قلب مرا از تو بگیرد !
اینبار با فریاد ، با چشمهای گریان ، با قلبی عاشق ،


با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن میگویم که


دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و


به من بنگرند و شرمنده شوند!


عاشقتم... غزالم


نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ساعت 07:37 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

Where do I begin

از کجا شروع کنم ؟

To tell the story of how great a love can be

برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد

The sweet love story that is older than the sea

داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است

The simple truth about the love she brings to me

حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد

Where do I start

از کجا شروع کنم ؟

With her first hello

با اولین سلامش

She gave a meaning to this empty world of mine

معنای جدیدی به جهان پوچ من داد

There will never be another love , another time

که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود

She came into my life and made the living fine

او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد

She fills my heart

او قلب مرا پر کرد ...

With very special things

او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد

With angle songs , with wild imaginings

با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد

She fills my soul with so much love

و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

That anywhere I go , I am never lonely with her along

برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند

Who can be lonely

با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟!

I reach for her hand It is always there

و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است

How long does it last

چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟

Can love be measured by the hours in a day

آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟

I have no answer now But this much I can say

آن هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که ...

I know I will need her till the stars all burn away

می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند

And she will be there

و او آنجاس!


تقدیم به عشقم غزال دوست دارم دیوانه وار


نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ساعت 07:31 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ساعت 07:26 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز

 اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز

 شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز

 سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز

 ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز

 پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز

 ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز

 اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز
 
اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز

 قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز



عشق من و جون من تویی غزالم


نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 08:03 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود

بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از

موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى

 اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد.

زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت

 نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان

شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟

و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان ...صورتش

سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک

 صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از

شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب

پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب

داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.

شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه

نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن"

چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده

که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.

*عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد.

 فاصله ابراز عشق دور نیست.

 فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید

ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسند

ما هم همین طور



نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 08:02 ب.ظ توسط امیر نظرات | |
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند
تارموی توست اما ریشه ی عمر من است

عاشقتم غزالم ...

نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 07:57 ب.ظ توسط امیر نظرات | |


تقدیم به عشق خودم غزال ...

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 07:44 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 07:12 ب.ظ توسط امیر نظرات | |


جانووییم غزالیم

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 07:08 ب.ظ توسط امیر نظرات | |


تقدیم به عشق خودم

غزالم می دونم خیلی دوست داری مرتضی پاشایی رو ...

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 07:05 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ساعت 05:22 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

بوسه مگر چیست فشار دو لب


 آنکه گناه نیست چه روز و چه شب


 بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب


بوسه یعنی عشق در اعماق شب


بوسه یعنی مستی از مشروب عشق


 بوسه یعنی آتش و گرمای تب

 بوسه یعنی لذت از دلدادگی


 لذت از شب ُ لذت از دیوانگی


بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

 طعم شیرینی به رنگ سادگی


 بوسه یعنی ُ آغازی برای ما شدن


 لحظه ای با دلبری تنها شدن


بوسه آتش می زند بر جسم و جان


 بوسه بر می دارد این شرم از میان


 بوسه یعنی شادی و شور و نشاط

 بوسه یعنی عشق خالی از گنا

بوسه یعنی قلب تو از آن من


بوسه یعنی تو همیشه مال من

عاشقتم غزالم


نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ساعت 05:19 ب.ظ توسط امیر نظرات | |

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ساعت 08:45 ب.ظ توسط امیر نظرات | |



کیمده واردیر گؤزلیم سنده اولان جاذبه لر
سنه دنیاده مگر عاشق اولا ندا غم ائلر ؟

بس دیر اولدورمه یه جکسن گؤزلیم دنیانی
هر یوزی گؤیچک اولا ندا بوقدر چم خم ائلر

اینجیمه گؤز یاشیم آخسا سنی گؤردوکده گولوم
گول آچیل دیکده باهار فصلی بولود شبنم ائلر

ناز و غمزه ن ، یئریشین ، شوخ باخئشین عالم دیر
بیرده زولفون اوزه توکسؤن اودا بیر عالم ائلر

حیف سن گزمه یاراشماز سنه بیگانه ایله
او آچیب سرینی دونیایه سنی محرم ائلر

واحدم عمرومو من عشقیله صرف ایله میشم
عشق یا اؤلدورر آخیر یا منی آدم ائلر

————————————

kimdə vardır gözəlim səndə olan cazibələr
sənə dünyadə məgər aşiq olanda ğəm elər?

bəsdir öldürməyəcəksən gözəlim dünyani
hər yüzi göyçək olanda bu qədər çəm xəm elər

incimə göz yaşım axsa səni gördukdə gülüm
gül açıldikdə bahar fəsli bulud şəbnəm elər

naz u ğəmzən, yerişin, şux baxışın aləmdir
birdə zülfün üzə töksün oda bir aləm elər

heyf sən gəzmə yaraşmaz sənə biganə ilə
o açıb sirrini dünyayə səni məhrəm elər

Vahidəm, ömrümü mən eşqilə sərf eyləmişəm
eşq ya öldürər axir ya məni adəm elər


نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ساعت 02:21 ب.ظ توسط امیر نظرات | |
قالب ساز وبلاگ پیچك دات نت