Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ مــ ــرهـــم قــــلــــبم تـــو را خـــیـــلی دوســ ـت دارمــــــ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
نازم به ناز کسی که به نازش ننازد
بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم جز تاریکی و سیاهی ندارد! دوستت دارم چونکه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی! و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم از طرف من به تو! معنای واقعی عشق را به من ابراز کردی و آموختی! به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد ! در آغوش خود بفشارم! پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یک سو ، و من و تو نیز یک سوی دیگریم! تو را عبادت میکنم! عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست! می نگرم تو را میبینم . آنقدر دوستت دارم که دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست! توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را ! در قلبت طلسم کرده ای و نگذاشتی هیچ کس دیگر قلب مرا از تو بگیرد ! با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن میگویم که دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و به من بنگرند و شرمنده شوند! عاشقتم... غزالم Where do I begin از کجا شروع کنم ؟ برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است The simple truth about the love she brings to me حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد Where do I start از کجا شروع کنم ؟ With her first hello با اولین سلامش She gave a meaning to this empty world of mine معنای جدیدی به جهان پوچ من داد که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد او قلب مرا پر کرد ... With very special things او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟! و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟ آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟ I have no answer now But this much I can say آن هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که ... می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند و او آنجاس! تقدیم به عشقم غزال دوست دارم دیوانه وار ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز عشق من و جون من تویی غزالم روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مىکردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان ...صورتش سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. *عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید ای خدا کاری کن تا تموم عاشقای دنیا به عشقشون برسند ما هم همین طور
عاشقتم غزالم کیمده واردیر گؤزلیم سنده اولان جاذبه لر بس دیر اولدورمه یه جکسن گؤزلیم دنیانی اینجیمه گؤز یاشیم آخسا سنی گؤردوکده گولوم ناز و غمزه ن ، یئریشین ، شوخ باخئشین عالم دیر حیف سن گزمه یاراشماز سنه بیگانه ایله واحدم عمرومو من عشقیله صرف ایله میشم ———————————— kimdə vardır gözəlim səndə olan cazibələr bəsdir öldürməyəcəksən gözəlim dünyani incimə göz yaşım axsa səni gördukdə gülüm naz u ğəmzən, yerişin, şux baxışın aləmdir heyf sən gəzmə yaraşmaz sənə biganə ilə Vahidəm, ömrümü mən eşqilə sərf eyləmişəm
بی تو، مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آم كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم ...
بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!
این شعر زیبا رو غزالم به من تقدیم کرده ممنونم عزیزم خیلی دوست دارم. امیر
شاعر:فریدون مشیری


بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم.
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی
دوستت دارم چونکه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ،
تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است
از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس!
عزیزم تا پایان با تو می مانم چونکه تنها تو هستی که
آموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن!
عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و
هر جای دنیا که هستی بدان که در این دنیای بزرگ
هر جای دنیا که هستی بدان که من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و
عزیزم دنیا خیلی بزرگ است ، این دنیا پر از عاشق و معشوق است ،
عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا
تو همان دنیای منی عزیزم ، به هر زیبایی های این دنیا که
دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم ،
مستم از این عشق تو ، و پریشانم از غصه های تو و گریانم از اشکهای تو!
با تو پر از امیدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بینم
با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست ، با تو این دنیا برایم همان بهشت است!
عزیزم دوستت دارم … چون که در میان اینهمه عاشقان تو
عزیزم دوستت دارم… چون که این قلب کوچک و پر از عشق مرا
اینبار با فریاد ، با چشمهای گریان ، با قلبی عاشق ،
To tell the story of how great a love can be
The sweet love story that is older than the sea
There will never be another love , another time
She came into my life and made the living fine
She fills my heart
With angle songs , with wild imaginings
She fills my soul with so much love
That anywhere I go , I am never lonely with her along
Who can be lonely
I reach for her hand It is always there
How long does it last
Can love be measured by the hours in a day
I know I will need her till the stars all burn away
And she will be there

اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز

قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند
تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
عاشقتم غزالم ...






بوسه مگر چیست فشار دو لب
آنکه گناه نیست چه روز و چه شب
بوسه یعنی ُ وصل شیرین دو لب

بوسه یعنی عشق در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب ُ لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی
بوسه یعنی ُ آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه بر می دارد این شرم از میان![]()
بوسه یعنی شادی و شور و نشاط![]()

بوسه یعنی عشق خالی از گنا
بوسه یعنی قلب تو از آن من
بوسه یعنی تو همیشه مال من




سنه دنیاده مگر عاشق اولا ندا غم ائلر ؟
هر یوزی گؤیچک اولا ندا بوقدر چم خم ائلر
گول آچیل دیکده باهار فصلی بولود شبنم ائلر
بیرده زولفون اوزه توکسؤن اودا بیر عالم ائلر
او آچیب سرینی دونیایه سنی محرم ائلر
عشق یا اؤلدورر آخیر یا منی آدم ائلر
sənə dünyadə məgər aşiq olanda ğəm elər?
hər yüzi göyçək olanda bu qədər çəm xəm elər
gül açıldikdə bahar fəsli bulud şəbnəm elər
birdə zülfün üzə töksün oda bir aləm elər
o açıb sirrini dünyayə səni məhrəm elər
eşq ya öldürər axir ya məni adəm elər
| قالب ساز وبلاگ پیچك دات نت |






